تبليغاتX
ایران- خوزستان - مسجدسلیمان
 
وبلاگ فرشید خدادادیان
 

زنگ انشاء

از فرهنگ شهر نشيني چه مي دانيد ؟

اشاره : زنگ انشاء عنوان ستون طنزي است كه با امضاي فرشيد طاغونك در هفته نامه نداي جنوب / ويژه نامه هاي مربوط به مسجدسليمان مي نويسم . با هم آخرين شماره اين ستون را مي خوانيم . هر چند اين مطلب تنها براي همشهريان عزيز ارائه شده و احتمالا براي دوستاني كه از ظلم آباد ما خبر ندارند جذابيتي ندارد .اما بهر حال حرفهایی است که باید گفت تا درمانی بیدا شود!!؟

موضوع انشائي كه آقاي معلم اين هفته به ما داده مربوط به فرهنگ شهرنشيني است و اينكه نظر ما درباره اين فرهنگ چيست و از آن چه مي دانيم يا بقول شيرفرهاد برره اي : اين فرهنگ شهر نشيني يعني ي ي ي چه ؟!

بين خودمان بماند من در مورد فرهنگ شهرنشيني از راديو زياد شنيده ام اما حقيقتش اين است كه چيز زيادي در اين مورد نمي دانم و دانسته هايم محدود به فرهنگ شهرنشيني آباد شده ايست بنام مسجدسليمان كه در آن بدنيا آمده ام و زندگي مي كنم ! و فكر مي كنم اين فرهنگ شهرنشيني چيز خيلي عجيب و غريبي باشد!؟

اولين سوالي كه پيش مي آيد اين است كه اصلا فرهنگ چه ربطي به شهرنشيني دارد و در شهر نشستن چه ارتباطي با فرهنگ دارد ؟ فرهنگ احتمالا مربوط به چيز ديگري باشد . در زمان رژيم منفور سابق به اداره آموزش و پرورش مي گفتند اداره فرهنگ .حالا هم كه اداره اي داريم بنام فرهنگ و ارشاد (( كه فكر هايي بزرگ و جيبهايي خالي دارند !)) يك روزنامه اي هم داريم بنام فرهنگ جنوب كه قبلا فرهنگ خوزستان بودو احتمالاً مدتي ديگر فرهنگ جنوب خوزستان تغيير نام مي دهند و دو برادر خالق آدم برفي ها خبر نگاران آن بودند كه مدتي است خبري هم از انها نيست ! ؟ تنها فرهنگ هايي كه من مي شناسم اينهاست و نمي دانم نشستن در شهر چه ارتباطي با اينها دارد ؟ ! ضمن اينكه اگر كسي نخواهد در شهر بنشيند و بخواهد مثلاً در شهر بايستد تكليفش با اين فرهنگ شهر نشيني چه مي شود و چه خاكي بايد بر سر بريزد ؟!

براي يافتن جواب راه افتاديم توي شهر و محله و از كساني كه مي شناختيم سوال كرديم اول سراغ تنها كسي رفتيم كه در محله ما نمره هشت توانسته است ديپلم بگيرد و پدر و مادرش هم كلي بخاطر اين مسئله فخر مي فروشند . از او پرسيدم فرهنگ شهر نشيني يعني چه ؟

خنديد نگاهم كرد و گفت : چه شده دنبال كيميا مي گردد ؟ برايش توضيح دارم كه موضوع انشاء اين هفته ما اين موضوست و ديپلم محله مان گفت فرهنگ شهرنشيني را بايد ببيني ، شنيدني نيست بگرد و هر چه ديدي بنويس همان مي شود فرهنگ شهر نشيني !

القصه من هم راه افتادم ومحله به محله و كوچه به تپه گشتم و فهميدم كه فرهنگ شهر نشيني يعني اينكه كسي چاله اي بكند در وسط خيابان اصلي شهر و به هيچ كسي جوابگو نباشد ! فرهنگ شهر نشيني يعني اينكه اگر ديديم جايي آسفالت خوب باقي مانده گازوئيل روي آن بريزيم و آنرا كنده كاري كنيم و يك لوله آب يا گاز از خيابان عبور بدهيم ! يا يعني اينكه اگر درخت و نهال ديديم از ريشه در آوريم ! فرهنگ شهر نشيني يعني اينكه زباله هاي خود را جلوي منزل همسايه بگذاريم يا مثلا در خيابان بريزم چون بقول آقاي كرباسچي شهر ما خانه ماست و خانه ما هم در اختيار ماست ، بقول معروف چار ديواري ،! اختياري !

فرهنگ شهر نشيني يعني اينكه ميدان اصلي شهر را بصورت كتل استفاده كنيم اتفاقا سنگ سياه غم انگيزي هم دارد و روي آن پلاكاردهاي مراسم فاتحه مان را نصب كنيم مبادا كسي از قلم بيفتد و براي صرف خيرات نيايد !

فرهنگ شهر نشيني احتمالا يعني اينكه ما هر چه فرياد داريم برسر همشهري يان خود بزنيم و مسلح به چاقو و گرز و زنجير هر چند وقت يكبار صفحه هايي حماسي ورزمي در شهر بيافرينيم !

فرهنگ شهر نشيني يعني اينكه هر خود رويي در صندوق عقب خود يك گرز داشته باشد !

فرهنگ شهر نشيني مي تواند همان شگردهاي تبليغاتي در ايام مورد نياز براي بالا بردن آمار راي دهندگان به يك فرد خاص باشد . هر شناسنامه اي قيمتي دارد !؟

اوج فرهنگ شهر نشيني مي تواند زير آب زني باشد ! اينكه براي پيشرفت و رسيدن به ميز زير آب كسي را كه ميز مورد نظر ما را اشغال كرده و هر طريقي كه مي توانيم بزنيم و خوش باشيم ! پاچه خواري هم مي تواند مفيد باشد و اينكه هواشناسي خوبي باشيم و سريع رنگ عوض مي كنيم فرهنگ شهر نشيني مي تواند اين باشد كه به اسم انتقاد سازنده هر بهتان و تحمت و توهيني را به طرف مقابل وارد كنيم و ككمان هم نگزد !… از فرهنگ شهر نشيني در مسائل سياسي كه بگذريم بز نژدي و گاو هم مي توانند جزئي از فرهنگ شهر نشيني باشند كه چون قبلاً در انشاء فوايد گاو در مورد انها توضيح داده ايم دوباره گويي نمي كنيم !

توسعه مطبوعات هم از ديگر مشخصه هاي فرهنگ شهر نشيني است ما مي توانيم متولد و بزرگ شده روستاهاي همچوار باشيم وشناسنامه هايمان را پنهان كنيم وبراي شهروندان نسخه بنويسيم كه چگونه شهروندان خوبي باشند ؟! حتي اگر جايي هم حاضر به چاپ مطالبمان نشد مي توانيم سريعاً يك هفته نامه ماهنامه سالنامه يا هر مجله و نشريه ديگري را پيدا كنيم چند مغازه دار را سركيسه كنيم چند پرتاژ آگهي بگيريم و ويژه نامه اي بنام خودمان چاپ كنيم تعجب مي كنم كه مي گوئيم دوم خرداد بد بود ؟ آخر اگر اين همه نشريه نبود كجا مي شد اينقدر ويژه نامه مرد سالار و زن سالار و پسر سالار و دختر سالار و بچه سالار و تحويل خلق اداد خصوصا اينكه بعضي ها براي چاپ مقالاتشان نه تنها حق التاليف نمي گيرند بلكه حتي حاضرند خشكه هم بدهند ! و از اين نظر هم مشكل چنداني براي چاپ ويژه نامه وجود ندارد !!

فرهنگ شهرنشيني را حتي در عرصه اينترنت هم مي توانيم ببينيم ، مي توان يك شركت خدمات اينترنتي تشكيل داد و با گرفتن هزينه اي براي افراد و موسسات سايت طراحي كرد و اگر هم كسي دوست نداشت سايت داشته باشد او را زير رگبار غيبت و تهمت گرفت تا مجبور شود يا بيايد و پولي بدهد يا با دنياي اينترنت خداحافظي كند ! اصلاً يكي از مشخصه هاي فرهنگ شهر نشيني اينست كه شما حتماً به آن محل خاص هزينه اي بدهي و سايت داشته باشي ، وبلاگ نويسي چه معني دارد ؟ وقتي فرهنگ آپارتمان نشيني را با فرهنگ شهرنشيني مقايسه مي كنيم متوجه مي شويم كه فرهنگ آپارتمان نشيني به مراتب از شهر نشيني سخت تر است . تصور كنيم اگر ما مجبور بوديم در آپارتمانهايي شبيه آپارتمانهاي نيمه كاره اول شهر زندگي كنيم چه بدبختي داشتيم ، خود آدم هيچ ، تصور كنيم بنده خدايي خانه اش طبقه سوم باشد ! مرغ و خروس و بز نژدي اش را چه كنيم ؟ چطور كفتر بازي كنيم كه مزاحم ديگران نشويم و هزار ويك بدبختي ديگر ! مظاهر فرهنگي شهرنشيني بسيار زيادند واينها تنها نمونه هاي كوتاه بود خلاصه اينكه فرهنگ شهرنشيني هر چه هست خيلي سخت است اما بدست آوردن آن شايد كمي ممارست مي خواهد و دلسوزي ! نمره اين انشاء شايد به لطف همه مانند انشاء هاي قبلي صفر باشد اما نمره شهروندي ماچند است ؟

غر زدن صفت ثانويه همه ما شده است اما خود براي داشتن شهري آباد چه كرده ايم ؟

خداوكيلي ؟! يادمان باشد بهشت را به بها مي دهند نه به بهانه !

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 13:32  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM