وبلاگ فرشید خدادادیان |
اعتراض مجدد دوستداران میراث فرهنگی به آبگیری سیوند
صبح امروز با فراخوانی قبلی فعالان غیردولتی دوستدار میراث فرهنگی مبنی بر هماهنگی انجام شده برای دیار با مقام رهبری در اعتراض به آبگیری سد سیوند جمع زیادی از فعالان حوزه میراث فرهنگی از سراسر کشور جلوی بیت رهبری در خیابان باستور تجمع کردند اما بدلیل آنچه عدم همانگی های قبلی نامیده شد از حضور تعداد زیادی از ایشان در این جلسه جلوگیری شد.
بر اساس شنیده ها فقط جمعی از دوستداران میراث فرهنگی که از شهرستان مرودشت آمده بودند توانستند وارد بیت شوند و مسایل خود را مطرح نمایند.
روز گذشته نیز تعداد زیادی از معترضان به آبگیری سد سیوند تجمع اعتراض آمیز آرامی روبروی سازمان میراث فرهنگی برگزار کردند و اعتراض چند باره خود را به گوش مسئولان این سازمان رساندند.
علیرغم اعتراض های بعمل آمده چند روز بیش رئیس سازمان میراث فرهنگی از مجاز بودن آبگیری سد سیوند خبر داد و اعلام نمود بر اساس اعلام نظر کارشناسان آن سازمان تحقیق در تنگه بلاقی به اتمام رسیده و دیگر نیازی به کار تحقیقی در این تنگه وجود ندارد.
آنچه مسلم است این است که سد سازی کاری بسیار بلند مدت است و شایسته تر آن بود که اعتراض ها و فریادها در شروع کار مطالعاتی احداث سد صورت میگرفت نه بعد از هزینه کردن میلیاردها ریال اعتبار و به مرحله آبگیری رسیدن سد.
اخبار منتشر شده حاکی از آن است که طی مدت گذشته تعدادی نیز در حمایت از آبگیری سد سیوند تجمعاتی در محل مربوطه و تهران داشته اند که در نوع خود جالب است !
ایشان بهره های اقتصادی و کشاورزی را از دلایل حمایت خود از این حرکت برشمرده اند.
بنظر نمیرسد اعتراضات انجام شده تاثیری در راه اندازی سد سیوند داشته باشد اما این هوشیاری را بوجود خواهد آورد که در نمونه های مشابه احتمالی بعدی به میراث تاریخی سرزمین ایران توجه بیشتری صورت گیرد.
جای خالی ایران در لیست یونسکو
این مقاله پیش از این در روزنامه همشهری به چاپ رسیده و در همشهری آنلاین قابل رویت است.
صنعت توريسم سومين صنعت درآمدزا در سطح جهان است و كم كاريهاي منجر به عدم ثبت آثار بيشتري از ايران در كنار غفلت از فرصتهاي جهاني در كنار اقدامات غيركارشناسي كه حريم همين تعداد آثار ثبت شده محدود را نيز مورد تعرض قرار ميدهد نكاتي هستند كه نياز به دقت، تأمل و توجه بيشتر و اتخاذ ديپلماسي فعالتري در اين زمينه دارند.هفت اقليم فرهنگ و تمدن ايراني لياقت سهمي بيشتر در عرصه جهان را دارد؛ لياقتي كه با سعي و تلاش به آن خواهيم رسيد.
پس از پايان جنگ جهاني اول بود كه ايده حمايت از هر نوع ميراث جهاني مطرح شد و مدتها بعد بود كه در شانزدهم نوامبر 1972 كنوانسيون حمايت از ميراث تاريخي و طبيعي جهان به تصويب سازمان ملل رسيد و سازمان آموزشي و علمي و فرهنگي سازمان ملل، يونسكو، مركزي را تحت عنوان ميراث جهاني داير كرد.
مأموريت اين مركز در هشت بند تعريف شده است:
1 - تشويق كشورهاي جهان به امضاي كنوانسيون ميراث جهاني و اطمينان از حفظ و نگهداري صحيح ميراث طبيعي و فرهنگي آنان
2 - تشويق بخشهاي مختلف فعال در اين حوزه در كشورها براي نامزد كردن آثار طبيعي و فرهنگي كشورهايشان با توجه به ويژگيهاي ملي آن
3 - تشويق كارشناسان كشورها به ارائه و تنظيم برنامه مديريتي براي اخبار و وضعيت سايتهاي ميراث جهاني
4 - كمك به كشورهايي كه اثر خود را به ثبت رساندهاند براي آموزش نيروي متخصص در نگهداري آثار و توسعه مراكز حفاظتي از آثار با توجه به تكنولوژيهاي پيشرفته
5 - ساخت مراكز امدادرساني سريع براي ميراث جهاني در زمان وقوع حوادث
6 - حمايت از مراكزي كه فعاليتهاي عمومي در زمينه نگهداري و آموزش نحوه حفاظت از آثار به افراد آموزش ميدهند
7 - تشويق هر منطقه براي جلب توجه ساكنين آن به حفظ و نگهداري ميراث جهاني
8 - تشويق كشورهاي بينالمللي براي حمايت و حفاظت از ميراث طبيعي و جهاني
يونسكو با تأمين اعتبار مرمت و نگهداري آثار ثبت شده جهاني وظايفي را نيز براي كشورهاي واجد آن آثار تعريف ميكند كه كشورها مؤظف به انجام و رعايت آن وظايف ميكنند.
با توجه به محاسن ثبت جهاني آثار از جمله مباحث مربوط به مرمت و نگهداري و تبليغات و معرفي كه طبيعتاً اقبال و توجه جهانگردان و رونق صنعت توريسم را به دنبال خواهد داشت به نظر ميرسد اتخاذ ديپلماسي فعال در اين زمينه ميتواند بسيار تأثيرگذار باشد.
وقتي به سير تاريخي ديپلماسي فعالان و متوليان امر در زمينه تلاش براي ثبت آثار ايراني در فهرست جهاني توجه ميكنيم فترتي بيست و چند ساله را شاهديم كه فارغ از دلايل خواسته و ناخواسته مؤثر در آن بدون شك تأمل و بررسي در آن به منظور برنامهريزي بهتر براي آينده را ضروري ميكند.
در مقطع نخست سال 1358 خورشيدي شاهديم كه سه اثر ايراني موفق به ثبت جهاني شدهاند.
معبد چغازنبيل شوش وزيگورات شكوهمند تمدن ايلام، بناي ارزشمند هخامنشي تخت جمشيد و ديگر، ميدان نقش جهان، يادگار حكمرانان صفوي در پايتختشان اصفهان نصف جهان، آثار سه گانه ايراني بودند كه اين شانس را يافته بودند تا قبل از ساير آثار ايراني به ثبت جهاني برسند.تا سال 1358 تنها اين سه اثر بودند كه در يونسكو به عنوان ميراث جهاني واجد شناسنامه شده بودند.
بروز انقلاب اسلامي و پس از آن جنگ تحميلي و مسائل داخلي و خارجي باعث شد از اين سال شاهد دوران فترتي بيست و چند ساله در زمينه ثبت آثار باشيم.
براساس اعلام مسئولان ايراني از آن مقطع به بعد حداقل هفده اثر براي ثبت به يونسكو معرفي شدهاند اما از آن ميان تنها محوطه تخت سليمان توانست در سال 1380 به ثبت جهاني برسد.
عليرغم اقبال دوباره داخلي به مقوله ميراث فرهنگي، اين بار قوانين و مقررات جديد يونسكو بود كه سد راه ثبت بيشتر آثار ايران در فهرست جهاني شد.
يك سال پس از ثبت جهاني تخت سليمان يونسكو شيوه نامه جديدي تصويب كرد كه براساس آن سالانه تنها سي اثر ميتوانستند به ليست جهاني اضافه شوند. تلاشهاي ايران در طي مدت سپري شده پس از صدور اين مقررات جديد منجر به ثبت سه اثر ديگر شد.
محوطه پاسارگاد، گنبد سلطانيه زنجان و كتيبه بيستون كرمانشاه سه اثري بودند كه سهم ايران در ليست ميراث جهاني را به عدد هفت رساندند.
همانگونه كه پيشتر آمد ثبت يك اثر در ميراث مشترك تنها يك حركت تبليغاتي نيست و امتيازاتي را براي كشور صاحب اثر به همراه خواهد داشت و البته تعهداتي جهاني را نيز براي آن كشور خواهد آفريد.
در اين رابطه همان گونه كه در مسئله ميدان نقش جهان ديديم، حفظ حريم ميدان، برنامهريزان شهري را مجبور به تعديل برج جهاننما و در مسئله آبگيري سد سيوند نيز بايد مواظب حريم ديگر اثر ثبت شده جهاني خود يعني محوطه پاسارگاد باشيم تا نهتنها چالشي در اين زمينه به وجود نيايد بلكه عملكرد ما نيز باعث نشود ثبت ديگر آثار ايران در فهرست ميراث جهاني با اما و اگر همراه باشد!
فارغ از بعد معنوي و اعتبار تاريخي و فرهنگي حضور آثار ايران در ليست جهاني بدون شك در عرصه صنعت توريسم نيز واجد امتيازاتي است.
دنياي امروز تنها نگاه احساسي و نوستالژيك به پيشينه خود ندارد و از مؤلفههاي مختلف براي كسب درآمد و توسعه اقتصادي و ساختن فرداي بهتر استفاده ميكند.
امري كه هيچ منافاتي نيز با افتخار و اعتبار به پيشينه ارزشمند تاريخي و فرهنگي مناطق مختلف ندارد و يكي از اين راهكارهاي درآمدزايي، بهرهمندي از مزاياي اقتصادي و درآمدي صنعت توريسم با بهرهمندي از معرفي جهاني آثار باستاني و تاريخي هر كشور است و تلاش بيشتر براي بالا بردن شمارگان آثار ارزشمند ايراني در ليست جهاني در اين زمينه ميتواند بسيار مفيد باشد.
رويداد ديگر و البته جديدتري كه در عرصه ميراث فرهنگي و صنعت توريسم جهاني در حال انجام است ارائه طرحي براي انتخاب عجايب هفتگانه جديد جهان است.
باغهاي معلق بابل، مجسمه زئوس، معبد آرتيمس، مقبره ماسولوس در هاليكارناسوس، برج دريايي اسكندريه، مجمسه عظيم رودس و اهرام سهگانه مصر عجايب هفتگانه جهان در عصر باستان بودند و در اقدامي نوين يونسكو با چنين پيشزمينه ذهني در تدارك معرفي عجايب هفتگانه جديد جهان است.
تلاش براي تعيين اين عجايب نوين ابتدا يك طرح تحقيقاتي بود كه در سال 1999 ميلادي توسط برنارد وبر محقق سوئيسي آغاز شد. او حدود دويست اثر تاريخي را براي انتخاب نهايي در اين زمينه كانديدا كرد اما فهرست بلند او نهايتاً توسط يك گروه از باستانشناسان و با نظارت يونسكو به بيست و يك مورد كاهش يافت.
اين آثار عبارتنداز: آكروپوليس در يونان، الحمرا در اسپانيا، نگكور در كامبوج، مجسمه مسيح در برزيل، آمفي تئاتر كولوسوم در ايتاليا، جزيره شرقي شيلي، برج ايفل، ديوار چين، كليساي حاجياي صوفيه تركيه، معبد كيوميزو ژاپن ، كليساي كرملين روسيه، ماچوپيچو در پرو، قلعه نوشيوان اشتاين آلمان، پترا در اردن، اهرام چچن ايتزا در مكزيك، اهرام سهگانه مصر، مجسمه آزادي آمريكا، اپراي سيدني استون هنگ انگليس، تاج محل هند، تيمبوكتو در كشور مالي.
نكته جالب در اين ليست اين است كه برخي از آنها همچون ماچوپيچوي پرو هنوز حتي به ثبت جهاني نيز نرسيدهاند.
بديهي است براي گزينش نهايي اين ليست مؤلفههاي زيادي مدنظر قرار گرفته است و جاي خالي نام ايران در اين ليست شايد به واسطه عدم معرفي مطلوب آثار آن براي كارشناسان جهاني باشد.
فاوت اساسي هفت گانه جديد جهان با عجايب هفتگانه باستاني فعال بودن صنعتي به نام توريسم در روزگار جديد است كه پويايي آن توسعه اقتصادي را به همراه خواهد داشت و از اين منظر زيان عدم حضور آثار ايراني در بين كانديداهاي اين هفتگانه درآمدزا بيشتر به چشم ميخورد.
جستاري كوتاه بر آيين شب يلدا
فرهنگ زيبا و پر بار آريايي آنقدر سوژه ها و مناسبت هاي شاد و بياد ماندني دارد كه چنانچه بخواهيم يكايك آنان را بر شمريم به تعداد سيصد و شصت و پنج روز سال و حتي بيش از آن مي توانيم نمونه معرفي كنيم و براي هر كدام از اين مناسبت ها و نكات فرهنگي آريايي مي توان سيصد و شصت و پنج روز تحقيق كرد و مطلب نوشت ! اما در آستانه شب يلدا بجا خواهد بود كه طي جستاري كوتاه نگاهي داشته باشيم بر اين شب و اين نام تا محكم نماييم ريشه هاي فرهنگي پارسي خود را و تبيين نماييم جايگاه و نقش اين شب و اين آيين را براي فرزندان سرزمين پارسي تا همه ما به ياد آوريم پشتوانه قوي فرهنگي و اساطيري مان رادر اين آشفته بازار غرب زدگي و عرب بردگي ! !
مي دانيم كه تقويم و گاهشماري پارسي دقيق ترين و ثابت ترين تقويم جهان بوده و هست . مدار گردش زمين به دور خورشيد در اين تقويم دقيق و علمي كه منجمان قرنها بعد به صحت آن پي بردند سيصد و شصت درجه است . اول بهار ايراني زمين در زاويه صفر اين مدار و در اول پاييز در زاويه يكصد و هشتاد درجه آن قرار دارد در اينحالت يعني در اولين روز بهار و اولين روز پاييز طول مدت روز با شب دقيقا مساوي است . وقتي زمين در زاويه نود درجه مدار خود قرار مي گيرد بلندترين روز سال را شاهديم كه همان روز اول تابستان است و در روز اول زمستان كه زمين در زاويه دويست و هفتاد درجه از مدار مذكور قرار مي گيرد بلندترين شب سال را شاهديم و بدين ترتيب است كه شب اول زمستان را بلندترين شب سال مي دانيم .
يكي از زير ساختهاي فكري ما ايرانيان و شايد مهمترين آنها اعتقاد ما به خير و شر و نبرد ديرينه خير با شر / اهورا با اهريمن / راستي با دروغ و نور با ظلمت است . بر پايه اين زير ساخت فكري ايرانيان باستان از آنجا كه روشنايي و نور را بيش از تاريكي و ظلمت مي پسنديدند طولاني ترين شب سال را به اميد آغاز روزي روشن و به ميمنت كوتاه شدن شبها از آن پس جشن مي گرفتند و از آنجا كه در فرهنگ شادي خواه ايشان هر فرصتي براي شاد بودن و شاد زيستن غنيمت بود شب نشيني شب اول زمستان نيز يكي از اين فرصت هاي مناسب مي نمود .
به اين نكته ظريف توجه داشته باشيم كه بسياري از باورههاي فرهنگي و ديني پارسيان همچون هر قوم ديگري ريشه در نظام اقتصادي ايشان داشت و براي آرياييان دامپرور روشنايي روز بسيار پسنديده تر از ظلمت و تاريكي شب بود .
بر اساس اساطير ايراني ايزد نور بنام مهر در اين شب زاده مي شود و از فرداي آن بر طول ر و شنايي روز مي افزايد و ميمنت همين تولد اين شب ر ا شب زايش و تولد ناميده اند چنانچه مي دانيم كلمه يلدا نيز كه براي تسميه اين شب بكار مي بر ند كلمه اي سرياني و بمعناي تولد و ميلاد است .بدين سان شب يلدا شب زايش مهر ايزد نور و ر وشنايي در فرهنگ اساطيري پارسيان بوجود آمد و در تمامي اين هزاره ها باقي مانده است.
طول شب يلدا چهارده ساعت و پانزده دقيقه است و مي دانيم كه اين محاسبه بر اساس تقويم دقيق پارسي انجام گرديده و بايد مفتخر باشيم كه حتي تقويمهاي رومي نيزكه در طول سال مانند گاهشماري اعراب موقعيت ثابتي نداشتند نيز تقويم خود را بعدها با تقويم پارسي مطابقت د ادند و مي د انيم كه تقويم ميلادي نيز شكل مذهبي شده همان تقويم رومي است كه ثبات خود را از گاه شماري ايرانيان باستان وام گرفته اند .
شب يلدا را شب چله نيز مي نامند نيا كان ما از اول زمستان تا دهم بهمن را چله بزرگ مي ناميدند در گذشته هاي دور تر اين شب را جشن نود رو ز هم مي گفتند زيرا از اين شب تا روز عيد نوروز نود روز باقي مانده بود .در شب يلدا ايرانيان دور يكديگر جمع مي شوند و شيريني و تنقلات و انار و هندوانه تناول مي كنند. علت انتخاب هندوانه و انار براي شب يلدا قرمز بودن رنگ اين ميوه ها و همرنگي آنها با مهر (خورشيد )در لحظه تولد و طلوع است زيرا نمانگونه كه گفتيم شب يلدا شب تولد مهر است .
مهر ايزد فروغ ونور /نگهبان پيمان /پشتيبان جنگيان و راستگويان است و از كارههاي بزر گ او كشتن گاو خشكسالي (نماد اهريمن )است .با ار تباط فرهنگي ايران باستان و جهان غر ب شاهد آن هستيم كه مهر به اروپا نيز مي رود و در باورهاي ايشان نيز جا باز مي كند بر اين اساس در شب اول زمستان شخصي بنام مهر از مادري بنام ناهيد يا آناهيتا در شرق ايران زاده مي شود و در بزر گسالي دعوي پيامبري مي كند و مذهبي براي عموم مردم مي آورد لذا آنجا هم بر گزاري مراسم شب يلدا رواج مي يابد كما اينكه ما در ميان بيشتر اقوام آريايي همچون ژرمن ها و اسلوا ها نيز شاهد بر گزاري مراسم شب يلدا هستيم .همچنين آيين مسيحيت نيز اشتراكات اعجاب آوري با آيين مهر دارد كه بحث پيرامون آن مجالي مناسب مي طلبد .
آيين شب يلدا پس ازورود اسلام به ايران مانند خيلي از آداب و رسوم ديگر با اندك تغييراتي مجال ماندگاري يافت .اين آيين در ادبيات ما نيز جايگاه خاص يافت از جمله سعدي در خصوص آن سرود:
ياد آسايش گيتي بزند بر دل ريش
صبح صادق ندمد تا شب يلدا نرود
شب يلدا با ريشه هاي اساطيري خود مجالي است براي كنار يكديگر نشستن ديد و بازديد كردن و در اين وانفساي زندگي ماشيني لحظه اي مهرورزيدن.
در فر هنگ آريايي ما مناسبتهاي فراواني براي نيك انديشيدن/نيك گفتن و كردار نيك داشتن وجود دارد كه حيف است آنها را از دست بدهيم
شب فر خنده يلدا بر قوم آريا گرامي باد .
منابع:
1-دكتر هاشم رضي :گاهشماري و جشنهاي ايرانيان باستان
2-دكتر محمد مقدم :جستاري در باره مهر
3-محمد علي اختري :آيين شب يلدا (مقاله در شماره 10 ماهنامه حافظ )
4-سارا پدرام :يلدا (مقاله در شماره3005 روز نامه ايران)
همایش روز بزرگداشت کوروش هخامنشی
خبرنامه آینده نگر: روز یکشنبه، به همت کمیسیون "پژوهشهای تاریخی" کانون آینده نگری همایشی به مناسبت روز جهانی کورش کبیر در دفتر کانون آینده نگری و با حضور پرشور علاقمندان برگزار شد. این نشست با سخنان "پریسا رکنی" دبیر کمیسیون پژوهشهای تاریخی آغاز بکار کرد. سپس "دکتر خدایی" عضو هیئت علمی و گروه تاریخ دانشگاه چمران سخنرانی و به پرسشهای حضار پاسخ داد. بعد از پذیرایی و اجرای موسیقی زنده توسط یکی از یاران هنرمند، "فرشید خدادادیان" (نویسنده و مورخ) سخنرانی کرد و بعد از آن، "فرهاد رهبری" و "علیرضا جمالی پور" (فعالان آینده نگر) به سخنرانی و قرائت مقالات خود پرداختند، و برنامه با پذیرایی و پخش موسیقی پایان یافت.
|
گردشگري سايبر در هزار توي دبليوها
اشاره: این مقاله قبلا در روزنامه همشهری مورخه یکشنبه ۱۶/۷/۸۵ صفحه ۱۷ منتشر گردیده و در سایت همشهری آنلاین قابل رویت است.
روزگار ما روزگار انفجار اطلاعات و گسترش ارتباطات است.
انقلاب هزاره جديد كه به لطف شبكه آرپا- شبكه مخصوص اطلاعات وزارت دفاع آمريكا كه از 1969 اعلام موجوديت كرد و اينترنت فرزند آن است- روي داد و مرزهاي سياسي و جغرافيايي را برهم زد، بخشهاي مختلف زندگي انسان معاصر را دستخوش تحولات اساسي كرد و از اقتصاد و فرهنگ تا سياست و ديپلماسي همه و همه را دربرگرفت. هزاره جديد پايان جغرافيا است و انسان اين هزاره براي بهرهمندي از امكانات، موقعيتهاي بسيار بيشتري در اختيار دارد و گويي نهضت اومانيستي و انسانمدار در اين هزاره بزرگترين آرمان خود را رفاه و آسايش نوع بشر قرار داده است. بدين ترتيب است كه اينترنت دنياي مجازي تعريف جديدي از زندگي ارائه كرد و نسل ديجيتال امروز به جاي آن كه درگير سختيهاي ملموس براي رفع مايحتاج شود، در هزار توهاي شبكه عنكبوتي و در هم تنيده www نيازهاي خود را ارضا ميكند. بدين ترتيب است كه بانكهاي الكتروني، فروشگاههاي الكترونيك، ادارات الكترونيك و تجارت الكترونيك، تحصيل الكترونيك و حتي درمان الكترونيك جايگزين نمونههاي سنتي خود شدهاند و شبكه سيطره خود را بر زندگي انسان معاصر گسترده است. در چنين شرايطي فاصله ملتها از يكديگر حداقل و گاه صفر است. مرزهاي سياسي و جغرافيايي توانايي محصور كردن انسانها را ندارند و آينده جهان محكوم به يگانگي و وحدت است- امري كه در كنار مزاياي خود مطمئناً معايبي نيز در پي خواهد داشت. اما طي اين طريق و سپري كردن اين مراحل، كشورهاي گوناگون بسته به تلاش و اهتمامي كه در زمينه استفاده از اين فرصتهاي جديد به عمل ميآورند، ميتوانند سهم خود را در دهكده جهاني ابتياع كنند و بهره كافي از فضاي شبكه ببرند. مقوله گردشگري از جمله مواردي است كه به مدد فضاي جديد و سايبر به وجود آمده در كنار شكل سنتي خود، چهره نويني نيز كسب كرده و آن «گردشگري سايبر» يا مبحث گردشگري در فضاي مجازي اينترنت است. در شرايطي كه خوشبختانه در ايران نيز نگاه رسمي به مقوله توريسم از حد تعارف فراتر رفته و به صنعت بودن اين مقوله اذعان نسبي حاصل شده است، شايد لازم باشد با بازنگري در عملكرد سنتي فعالان اين صنعت پرسود- اما متأسفانه ضعيف- در كشوري كه ظرفيت خوبي براي سرمايهگذاري بيشتر در اين زمينه دارد، لزوم بهرهمندي از فضاي سايبر در راستاي توسعه صنعت گردشگري مطرح شود. امري كه با توجه به فضاي خاص فرهنگي و اجتماعي ايران ميتواند بسيار مفيد واقع شود. هر چند در حال حاضر مدياهاي الكترونيك متعددي از وبسايتها گرفته تا وبلاگها و تيزرهاي الكترونيك در زمينه توريسم ايراني فعال هستند و بنا به امكانات و سليقه و متد طراحان دريچههاي بسيار ارزشمندي به روي مشتريان خارجي اين صنعت باز نمودهاند اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه قرار نيست ما در اين زمينه همچون موارد ديگر فاصلهاي بعيد با دنيا داشته باشيم! توجه بيشتر به برنامهريزي در زمينه گردشگري سايبر در ايران از آن رو لازم است كه يك معرفي خوب در مدتي بسيار كوتاه و يك تصوير تأثيرگذار در كسري از دقيقه در فضاي سايبر ميتواند در جذب مشتري بسيار مؤثر باشد. براي درك بهتر فاصله كنوني گردشگري سايبر در ايران با ديگر مناطق جهان كافي است تنها چند صفحه وب مرتبط با اين مقوله به كشورهاي ديگر را مشاهده كنيم. از وبسايت هتلها گرفته تا شهرداريها و شركتهاي فعال در زمينه توريسم. آن گاه ميبينيم كه ديگران با امكانات نرمافزاري برابر با ما چه كارهايي انجام ميدهند! يقيناً منظور ما شبيه سازي و كپيبرداري از كارهاي ديگران نيست. به ويژه اين كه برنامهنويسان و طراحان ايراني صفحات وب، خود هر كدام ايدهپردازان ماهري هستند و در صورت وجود بازار رقابتي در اين زمينه ميتوانند خلاقيت خود را به ظهور برسانند. بدون شك اولين شرط ارتقاء وضعيت گردشگري در ايران داشتن سواد سايبر است. سواد سايبر به معناي روان بودن در دريافتهاي سايبر است. امروزه سواد به چهار سطح سواد پايهاي، سواد كاركردي، سواد فناورانه و سواد اطلاعاتي طبقهبندي ميشود و داشتن سواد در هر چهار سطح مذكور به سهولت كار در عصر سايبر ميانجامد.(يونس شكرخواه: واژهنامه ارتباطات، صفحه 58) با چنين سطح توانايي است كه ميتوانيم در عرصه معرفي ظرفيتهاي توريستي خود اقدام كنيم. ارائه مفاهيم به صورت دو يا چند زبانه شرط بعدي موفقيت بيشتر است. بدين منظور به منابع الكترونيك اطلاعرساني[online information Resour ces] قوي نياز داريم كه بتوانيم به كمك آنها گستره متنوعي از كاربران را مورد خطاب قرار دهيم. در اكثر نقاط دنيا ديگر حتي ميهمانپذيرهاي بدون ستاره، متلها و اتوكاروانها نيز با در اختيار داشتن يك سايت اطلاعرساني، ريزترين اطلاعات اماكن و تأسيسات خود اعم از قيمتها، تخفيفهاي ايام مختلف سال، امكانات جانبي رايگان، رزرواسيون، موقعيت جغرافيايي، آب و هوا، فاصله تا فرودگاهها و مراكز اصلي خريد و... خود را به همراه جذابيتهاي منطقه براي ترغيب جهانگردان، با زيباترين طرح و گرافيك ممكن در اختيار كاربران قرار ميدهند. در مقابل متأسفانه بسياري از هتلهاي ما در مهمترين شهرهاي توريستيمان به اين مقوله كم توجهند و اگر سايتي نيز طراحي كردهاند فقط براي داشتن يك عنوان www در پهنه اينترنت است آن هم گاه تنها با متني به زبان شيرين فارسي!؟ در مسير توسعه و بهبود گردشگري سايبر در ايران، پس از توجه به سواد سايبر و ايجاد منابع الكترونيك اطلاعرساني قوي و چند زبانه، آنچه در مرحله بعدي ضرورت قرار دارد لزوم معرفي اين منابع الكترونيك به موتورهاي جستجوگري است كه روز به روز و لحظه به لحظه در حال افزايش هستند. بديهي است كه در هر نقطه از جهان در كنار چند موتور جستجوگر معروف يك يا چند جستجوگر محلي و منطقهاي نيز وجود دارند كه مورد استفاده قرار ميگيرند به همين دليل بهتر است با شناسايي جستجوگرهاي مختلف گستره دستيابي به منبع اطلاعرساني خود را افزايش دهيم و تنها به لينك شدن و معرفي در موتورهاي رايج و شناخته شده بسنده نكنيم. با پيشفرض دستيابي به چنين ملزومات اوليهاي براي توسعه صنعت گردشگريمان در فضاي شبكه استفاده بهينه از متن، گرافيك، تصاوير ديجيتال و ويدئو به همراه استفاده از صدا در سايت به صورت upload در جذب مشتري براي ما ميتواند بسيار كارآمد باشد. حقيقت اين است كه در خارج از ايران نسبت به فضاي فرهنگي بر جامعه ما به ويژه در خصوص مسائل اعتقادي چون حجاب، رعايت شئونات اخلاقي و.. تصوير شفاف و تعريف شده چنداني وجود ندارد. كدام يك از سايتهاي گردشگري ايراني را سراغ داريد كه در خصوص اين موارد به صورت شفاف و مستند به جستجوگران شبكه، اطلاعات ارائه نمايند!؟ بديهي است ما در خصوص صنعت گردشگري صحبت ميكنيم و نه سياست، اما چقدر ما توانستهايم فضاي خاص فرهنگي خود را براي كساني كه شناخت چنداني از ما ندارند تبيين كنيم؟ چقدر توانستهايم به مشتري خود بباورانيم كه فضاي ما نه تنها تهديد نيست بلكه فرصتي براي تجربه شرايطي متفاوت است كه فارغ از بعد اعتقادي ما مطمئناً از بابت همان متفاوت بودن براي مشتريمان جذاب خواهد بود! مقوله تبديل تهديدها به فرصتها براي صنعت توريسم از مهمترين مواردي است كه در گردشگري سايبر خود نيازمند بازنگري در آن هستيم. در همين راستا بايد توجه داشته باشيم كه فضايي كه در گردشگري سايبر در اختيار داريم دريچه يك طرفه نيست بلكه پل ارتباطي بين ما و مشتريمان است. مهمترين اصل در هر تجارتي جلب اعتماد مشتري است و صداقت مهمترين ركن به وجود آمدن اين اعتماد است. بايد با مخاطبان خود در فضاي شبكه صادق باشيم به پيامهاي آنان توجه كرده و حتماً پاسخ دهيم تا مشتري ما بداند براي او ارزش قائل بودهايم. اغراقگويي و بزرگنمايي با تبليغ تفاوت دارد و نبايد جاذبههاي خود را بزرگتر از آنچه هستند توصيف كنيم، چرا كه اين امر هر چند ممكن است يك تور چند نفره را براي يك بار به ما ارجاع كند، اما مطمئناً تكرار شدني نخواهد بود، زيرا جهانگردان نيز ارتباطات خاص خود را دارند و بدون مشورت با كساني كه قبلاً به جايي رفتهاند بدانجا عزيمت نخواهند كرد! امكانات فضاي سايبر- كه روز به روز در حال افزايش است- به ما اين امكان را ميدهد تا تصوير ديجيتال، فيلمهاي ويدئويي و گرافيكهاي زيبايي از جاذبههاي اكوتوريسم، فولكلوريك و فرهنگي خود را در اختيار كاربران قرار دهيم و ما متأسفانه در اين زمينه نيز آنچنان كه بايسته و شايسته است كار نكردهايم... بديهي است ارتقاء سطح صنعت گردشگري منوط به فراهم بودن مؤلفههاي متعدد دولتي و غير دولتي است كه اگر واقعاً گردشگري را صنعت ميدانند بايد صنعتي در مورد آن فكر و عمل كنند. هر حركتي هر چند كوچك و شخصي نيز در اين راه بيفايده نخواهد بود و نهايت اميد و آرزو اين كه با ايجاد تحول در كارهاي خود چه در وبسايتها و چه در شركتها، هتلها، بخشهاي دولتي و حتي وبلاگنويسي مرتبط با مقوله توريسم، شاهد بهبود فرصتهاي رشد اين صنعت در فضاي سايبر و به دنبال آن رونق آمار ورودي توريست به ايران باشيم. رونقي كه البته مانند برخي شيخنشينهاي جنوبي خليج فارس و برخي كشورهاي آسياي شرقي آن را به هر قيمتي طلب نميكنيم! ما اعتقادات و باورهاي ايراني خود را داريم اما با پايبندي به همين اعتقادات نيز ميتوانيم در صنعت گردشگري بيش از پيش موفق باشيم. اگر بخواهيم! |
متن سخنراني جناب آقاي حسين افسر فرزند برومند مرحوم داراب افسر بختياري در همايش بزرگداشت آن شاعر فقيد
اشاره : يكي از ويژگيهاي بارز همايش بزرگداشت داراب افسر بختياري كه در تاريخ هفتم بهمن ماه در مسجدسليمان برگزار شد حضور فرزندان برومند آن شاعر فقيد در برنامه بود . آقايان عنايت و حسين افسر در اين برنامه به ايراد سخنراني پرداختند كه مورد استقبال ويژه حضار قرار گرفت . متن زير سخنان آقاي حسين افسر پسر دوم مرحوم داراب در توصيف پدر بزرگوارش است . آقاي حسين افسر در پايان سخنان خود همايش داراب افسر را در مسجدسليمان با توصيفي زيبا رستاخيز داراب افسر در مسجدسليمان ناميد .
داراب افسر بختیاری
داراب افسر در سال 1279شمسی در چقاخور بختیاری متولد شد. پدرش آ اصلان از طایفه احمد خسروی و مادرش بی بی گوهردختر حسینقلی خان ایلخانی بود. کودکی های داراب افسر درمیان کوههای شگفت انگیز بختیاری، لاله های واژگون ، غوغای ایل وکوچ ومردمان ساده و صمیمی گذشت و اینها همه در روح او آنچنان ژرف تاثیر نهاد که جلوهای آن درشعر وی ، شگرف و بدیع بوده وسرشار از این تصاویر زیباست.
داراب در مکتب ، خواندن ونوشتن را آموخت و روح بیقرار و هوش استثنایی اش او را که تشنه آموختن هرچه بیشتر بود یاری دادند که در نه سا لگی قرآن را ازحفظ باشد. داراب در کتابخانه دایی خود سردار اسعد بختیاری ، این فاتح مشروطه که خود ادیبی اندیشمند بوده به گنجینه بزرگی از تاریخ وادبیات ایران و جهان دسترسی داشت وتوانست که جام وجود خود را از این دریای علم و معرفت لبریز نماید و صفای وجود خویش را در شبهای شاهنامه خوانی و خسرو و شیرین خوانی و ابیات شورانگیز فولکلوریک بختیاری در پیوند میان شعر و موسیقی بیابد.
داراب افسر در طول سفرهای زیادی که به اصفهان و تهران داشت توانست با شعرا واندیشمندان هم عصر خویش همانند ملک شعرا بهار وپژمان بختیاری و بسیاری دیگر از فرزانگان ، مجالست و دوستی نماید و با شرایط سیاسی اجتماعی آنروز کشورش آشنا شود.
حاصل این همه ، دیوان شعر داراب افسر بختیاری است که تنها قسمتی از اشعار او را در بر میگیرد وحتی همین نیز آ نچنان سرشار ازاستحکام ، ظرافت و تصاویر زیبای شاعرانه بوده و معانی بلند عارفانه ، وطن پرستانه و عاشقانه را در خود جای داده است که مورد تحسین فرهیختگان همزمان و بعد از خود قرار گرفت. وآنچنان با قدرت و صلابت ، کلام و زبان بختیاری را بزیبایی به شعر جاری ساخت که اینک فرهیختگان دیار بختیاری او را پدر شعر بختیاری مینامند . همچنانکه ملک شعرای بهار در مورد او گفته بود : کاری که فردوسی در مورد زبان فارسی انجام داد افسردر زبان بختیاری انجام داده است.
داراب افسر در سال 1320شمسی از چقاخور بختیاری به اصفهان رفته و ساکن گردید ولی از هر فرصتی برای بازگشت به بختیاری و دیدار مردمان مهربانش تا زمانی که بیماری او را ازپای انداخت استفاده میکرد.
اشعار این شاعر شوریده بختیاری آمیزه ای از جلوه های زندگی ، اندیشه های والا ، عرفان ، احساسات میهن پرستانه وعشق به سرزمین بختیاری است که نمود آن را در شعرهای رستاخیز مسجد سلیمان ، خداییه ، همیلا و کلاریه بدرستی می توان دید . اما جدای از همه اینها افسر که همواره شیفته مولایش حضرت علی ابن ابیطالب(ع) بود شعر مدح حضرتش را همیشه با شور و اشتیاق وصف ناپذیری میخواند و تا واپسین دم حیاتش نام علی (ع) بر زبانش جاری بود. شعر عمرویه حماسه نبرد علی (ع) در جنگ خندق ازشاهکارهای مسلم شعر بزبان بختیاری است.
داراب افسر بسیارمهربان ، خوش سخن و نیک رفتاربود، محضرش شوری داشت وکلامش گرمی خاص، برای سخاوت و بخشش به دیگران حد و مرزی نمی شناخت بارها او را دیدند که در سرمای زمستان کت خود را به فقیری رهگذر بخشید.
افسرکتاب رمانی هم نوشته به نام گل سعادت که ماجراهایش در سرزمین بختیاری می گذرد.اما هنوز چاپ نگردیده است و کتاب دیگر وی که تاریخ بختیاری نام داشته دیگر در دسترس نیست و اوراق آن از بین رفته است.
شاعردر سالهای آخر عمر به علت بیماری خانه نشین بود و همسر نازنینش از او پرستاری می کرد و پنچ فرزند داشت که آنها را عاشقانه دوست می داشت.
داراب افسر در یکی از روزهای پاییزسال1350 در اصفهان چشم از جهان فرو بست و در تخت فولاد اصفهان ، تکیه میر بخاک سپرده شد، در حالی که بدرستی سروده بود:
افسر ای فخر بسه سی تو که بعد از مرگت
اسم لر تا به ابد زنده ز اشعار تونه «حسین افسر»
برگزاري
همايش داراب افسر بختياريسر
انجام پس از چندين ماه كار و تلاش ستاد برگزاري همايش داراب افسر بختياري روز جمعه هفتم بهمن ماه 1384 اين همايش در شهرستان مسجدسليمان برگزار گرديد . عليرغم بارش شديد باران در مسجدسليمان اين همايش با استقبال خوب علاقمندان از سراسر ايران رو برو گرديد و شركت كنندگان از استانهاي همدان / ايلام /لرستان / اصفهان / چهارمحال بختياري / تهران / كهكيلويه و بوير احمد / فارس و شهرهاي مختلف استان خوزستان با وجود بعد مسافت و شرايط نامطلوب جوي خود را به مسجدسليمان رسانيده بودند تا در اين همايش شركت كنند .همايش
داراب افسردر دو نوبت صبح و بعد از ظهرو در حالي كه سالن پانصد نفري اجتماعات باشگاه مركزي شركت نفت محل اجراي همايش مملو از جمعيت علاقمند بود برگزار گرديد . در نوبت صبح پس از قرائت پيام دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به همايش حجت الاسلام حاجتي امام جمعه شهرستان مسجدسليمان طي سخناني ضمن تقدير از برپايي چنين جلساتي به بررسي برخي از ابيات داراب افسر بختياري از منظر معرفت شناسي ديني پرداخته و شجاعت و جسارت آن شاعر فقيد را در نقد استعمار و نقد قدرت ستودند . داريوش باقر فر سخنگوي ستاد نيز ضمن خير مقدم به حضار به بررسي گردش كار در ستاد همايش از ابتداي شكل گيري تا روز اجرا پرداختند و پس از آن در ادامه نوبت صبح و همچنين در نوبت بعدازظهر شاعران و نويسندگان برگزيده به ارائه آثار خود پرداختند . اجراي موسيقي و اجراي برنامه كوتاهي توسط نوه خردسال مرحوم داراب افسر از بخشهاي جانبي همايش بود كه با استقبال خوب حضار روبرو گرديد .آقايان
عنايت و حسين افسر فرزندان برومند مرحوم داراب نيز كه به همراه تمامي اعضاي خانواده در همايش شركت كرده بودند هر كدام طي سخنان كوتاهي ضمن تقدير و تشكر از برگزار كنندگان همايش هدايايي به رسم قدر داني و يادبود به ايشان اهدا كردند . برنامه با اهداي جوايزبه ارائه كننده گان شعر و مقاله شامگاه جمعه به پايان رسيد .جهت اطلاعات بیشتر به سایت اخبار همایش داراب افسر بختیاری مراجعه کنید
دوستان گرامی و کاربران عزیز
بعلت برگزاری همایش داراب افسر بختیاری در روز جمعه هفتم بهمن ماه در مسجدسلیمان و همکاری در برگزاری آن همایش با سایر دوستان عملا فرصتی برای بروز رسانی مستمر وبلاگ باقی نمی ماند . ضمن عرض پوزش از همه انشاءالله پس از اتمام همایش در خدمت شما خواهم بود .سایت اخبار همایش داراب افسر بختیاری جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد آن همایش در اختیار کاربران عزیز می باشد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|