وبلاگ فرشید خدادادیان |
اعتراض مجدد دوستداران میراث فرهنگی به آبگیری سیوند
صبح امروز با فراخوانی قبلی فعالان غیردولتی دوستدار میراث فرهنگی مبنی بر هماهنگی انجام شده برای دیار با مقام رهبری در اعتراض به آبگیری سد سیوند جمع زیادی از فعالان حوزه میراث فرهنگی از سراسر کشور جلوی بیت رهبری در خیابان باستور تجمع کردند اما بدلیل آنچه عدم همانگی های قبلی نامیده شد از حضور تعداد زیادی از ایشان در این جلسه جلوگیری شد.
بر اساس شنیده ها فقط جمعی از دوستداران میراث فرهنگی که از شهرستان مرودشت آمده بودند توانستند وارد بیت شوند و مسایل خود را مطرح نمایند.
روز گذشته نیز تعداد زیادی از معترضان به آبگیری سد سیوند تجمع اعتراض آمیز آرامی روبروی سازمان میراث فرهنگی برگزار کردند و اعتراض چند باره خود را به گوش مسئولان این سازمان رساندند.
علیرغم اعتراض های بعمل آمده چند روز بیش رئیس سازمان میراث فرهنگی از مجاز بودن آبگیری سد سیوند خبر داد و اعلام نمود بر اساس اعلام نظر کارشناسان آن سازمان تحقیق در تنگه بلاقی به اتمام رسیده و دیگر نیازی به کار تحقیقی در این تنگه وجود ندارد.
آنچه مسلم است این است که سد سازی کاری بسیار بلند مدت است و شایسته تر آن بود که اعتراض ها و فریادها در شروع کار مطالعاتی احداث سد صورت میگرفت نه بعد از هزینه کردن میلیاردها ریال اعتبار و به مرحله آبگیری رسیدن سد.
اخبار منتشر شده حاکی از آن است که طی مدت گذشته تعدادی نیز در حمایت از آبگیری سد سیوند تجمعاتی در محل مربوطه و تهران داشته اند که در نوع خود جالب است !
ایشان بهره های اقتصادی و کشاورزی را از دلایل حمایت خود از این حرکت برشمرده اند.
بنظر نمیرسد اعتراضات انجام شده تاثیری در راه اندازی سد سیوند داشته باشد اما این هوشیاری را بوجود خواهد آورد که در نمونه های مشابه احتمالی بعدی به میراث تاریخی سرزمین ایران توجه بیشتری صورت گیرد.
مصاحبه با دکترحبيب الله پيمان در باب فلسفه تاريخ
اشاره:فلسفی انديشيدن در خصوص تاريخ شايد قدمتی به سابقه خود تاريخ داشته باشد و در طی اين همه ايام انديشمندان بزرگ از شرق و غرب کره خاک توانسته اند ضمن جهد و تلاش در اين زمينه صاحب نظر و سبک خاص خود در موضوعيت فلسفه تاريخ باشند.چه کسانی که نام آنها را در کتابها می خوانيم و از طريق آثارشان با نظريات ايشان آشنا می شويم و چه کسانی که اين شانس را داريم که در محضرشان بنشينيم و کسب علم نمائيم. و حبيب ا... پيمان يکی از اين انديشمندان است.
دور بودن محل ذفتر ايشان از شمالی ترين ايستگاه مترو تهران –که پياده طی شد –در مسير رفت به شوق ديدار و در بازگشت با تعمق در شنيده ها بسيار کوتاه شد و ماحصل اين نشست پاسخهايی ژرف و انديشمندانه به سؤالات يک دانشجوی تاريخ بود که با هم می خوانيم:
جای خالی ایران در لیست یونسکو
این مقاله پیش از این در روزنامه همشهری به چاپ رسیده و در همشهری آنلاین قابل رویت است.
صنعت توريسم سومين صنعت درآمدزا در سطح جهان است و كم كاريهاي منجر به عدم ثبت آثار بيشتري از ايران در كنار غفلت از فرصتهاي جهاني در كنار اقدامات غيركارشناسي كه حريم همين تعداد آثار ثبت شده محدود را نيز مورد تعرض قرار ميدهد نكاتي هستند كه نياز به دقت، تأمل و توجه بيشتر و اتخاذ ديپلماسي فعالتري در اين زمينه دارند.هفت اقليم فرهنگ و تمدن ايراني لياقت سهمي بيشتر در عرصه جهان را دارد؛ لياقتي كه با سعي و تلاش به آن خواهيم رسيد.
پس از پايان جنگ جهاني اول بود كه ايده حمايت از هر نوع ميراث جهاني مطرح شد و مدتها بعد بود كه در شانزدهم نوامبر 1972 كنوانسيون حمايت از ميراث تاريخي و طبيعي جهان به تصويب سازمان ملل رسيد و سازمان آموزشي و علمي و فرهنگي سازمان ملل، يونسكو، مركزي را تحت عنوان ميراث جهاني داير كرد.
مأموريت اين مركز در هشت بند تعريف شده است:
1 - تشويق كشورهاي جهان به امضاي كنوانسيون ميراث جهاني و اطمينان از حفظ و نگهداري صحيح ميراث طبيعي و فرهنگي آنان
2 - تشويق بخشهاي مختلف فعال در اين حوزه در كشورها براي نامزد كردن آثار طبيعي و فرهنگي كشورهايشان با توجه به ويژگيهاي ملي آن
3 - تشويق كارشناسان كشورها به ارائه و تنظيم برنامه مديريتي براي اخبار و وضعيت سايتهاي ميراث جهاني
4 - كمك به كشورهايي كه اثر خود را به ثبت رساندهاند براي آموزش نيروي متخصص در نگهداري آثار و توسعه مراكز حفاظتي از آثار با توجه به تكنولوژيهاي پيشرفته
5 - ساخت مراكز امدادرساني سريع براي ميراث جهاني در زمان وقوع حوادث
6 - حمايت از مراكزي كه فعاليتهاي عمومي در زمينه نگهداري و آموزش نحوه حفاظت از آثار به افراد آموزش ميدهند
7 - تشويق هر منطقه براي جلب توجه ساكنين آن به حفظ و نگهداري ميراث جهاني
8 - تشويق كشورهاي بينالمللي براي حمايت و حفاظت از ميراث طبيعي و جهاني
يونسكو با تأمين اعتبار مرمت و نگهداري آثار ثبت شده جهاني وظايفي را نيز براي كشورهاي واجد آن آثار تعريف ميكند كه كشورها مؤظف به انجام و رعايت آن وظايف ميكنند.
با توجه به محاسن ثبت جهاني آثار از جمله مباحث مربوط به مرمت و نگهداري و تبليغات و معرفي كه طبيعتاً اقبال و توجه جهانگردان و رونق صنعت توريسم را به دنبال خواهد داشت به نظر ميرسد اتخاذ ديپلماسي فعال در اين زمينه ميتواند بسيار تأثيرگذار باشد.
وقتي به سير تاريخي ديپلماسي فعالان و متوليان امر در زمينه تلاش براي ثبت آثار ايراني در فهرست جهاني توجه ميكنيم فترتي بيست و چند ساله را شاهديم كه فارغ از دلايل خواسته و ناخواسته مؤثر در آن بدون شك تأمل و بررسي در آن به منظور برنامهريزي بهتر براي آينده را ضروري ميكند.
در مقطع نخست سال 1358 خورشيدي شاهديم كه سه اثر ايراني موفق به ثبت جهاني شدهاند.
معبد چغازنبيل شوش وزيگورات شكوهمند تمدن ايلام، بناي ارزشمند هخامنشي تخت جمشيد و ديگر، ميدان نقش جهان، يادگار حكمرانان صفوي در پايتختشان اصفهان نصف جهان، آثار سه گانه ايراني بودند كه اين شانس را يافته بودند تا قبل از ساير آثار ايراني به ثبت جهاني برسند.تا سال 1358 تنها اين سه اثر بودند كه در يونسكو به عنوان ميراث جهاني واجد شناسنامه شده بودند.
بروز انقلاب اسلامي و پس از آن جنگ تحميلي و مسائل داخلي و خارجي باعث شد از اين سال شاهد دوران فترتي بيست و چند ساله در زمينه ثبت آثار باشيم.
براساس اعلام مسئولان ايراني از آن مقطع به بعد حداقل هفده اثر براي ثبت به يونسكو معرفي شدهاند اما از آن ميان تنها محوطه تخت سليمان توانست در سال 1380 به ثبت جهاني برسد.
عليرغم اقبال دوباره داخلي به مقوله ميراث فرهنگي، اين بار قوانين و مقررات جديد يونسكو بود كه سد راه ثبت بيشتر آثار ايران در فهرست جهاني شد.
يك سال پس از ثبت جهاني تخت سليمان يونسكو شيوه نامه جديدي تصويب كرد كه براساس آن سالانه تنها سي اثر ميتوانستند به ليست جهاني اضافه شوند. تلاشهاي ايران در طي مدت سپري شده پس از صدور اين مقررات جديد منجر به ثبت سه اثر ديگر شد.
محوطه پاسارگاد، گنبد سلطانيه زنجان و كتيبه بيستون كرمانشاه سه اثري بودند كه سهم ايران در ليست ميراث جهاني را به عدد هفت رساندند.
همانگونه كه پيشتر آمد ثبت يك اثر در ميراث مشترك تنها يك حركت تبليغاتي نيست و امتيازاتي را براي كشور صاحب اثر به همراه خواهد داشت و البته تعهداتي جهاني را نيز براي آن كشور خواهد آفريد.
در اين رابطه همان گونه كه در مسئله ميدان نقش جهان ديديم، حفظ حريم ميدان، برنامهريزان شهري را مجبور به تعديل برج جهاننما و در مسئله آبگيري سد سيوند نيز بايد مواظب حريم ديگر اثر ثبت شده جهاني خود يعني محوطه پاسارگاد باشيم تا نهتنها چالشي در اين زمينه به وجود نيايد بلكه عملكرد ما نيز باعث نشود ثبت ديگر آثار ايران در فهرست ميراث جهاني با اما و اگر همراه باشد!
فارغ از بعد معنوي و اعتبار تاريخي و فرهنگي حضور آثار ايران در ليست جهاني بدون شك در عرصه صنعت توريسم نيز واجد امتيازاتي است.
دنياي امروز تنها نگاه احساسي و نوستالژيك به پيشينه خود ندارد و از مؤلفههاي مختلف براي كسب درآمد و توسعه اقتصادي و ساختن فرداي بهتر استفاده ميكند.
امري كه هيچ منافاتي نيز با افتخار و اعتبار به پيشينه ارزشمند تاريخي و فرهنگي مناطق مختلف ندارد و يكي از اين راهكارهاي درآمدزايي، بهرهمندي از مزاياي اقتصادي و درآمدي صنعت توريسم با بهرهمندي از معرفي جهاني آثار باستاني و تاريخي هر كشور است و تلاش بيشتر براي بالا بردن شمارگان آثار ارزشمند ايراني در ليست جهاني در اين زمينه ميتواند بسيار مفيد باشد.
رويداد ديگر و البته جديدتري كه در عرصه ميراث فرهنگي و صنعت توريسم جهاني در حال انجام است ارائه طرحي براي انتخاب عجايب هفتگانه جديد جهان است.
باغهاي معلق بابل، مجسمه زئوس، معبد آرتيمس، مقبره ماسولوس در هاليكارناسوس، برج دريايي اسكندريه، مجمسه عظيم رودس و اهرام سهگانه مصر عجايب هفتگانه جهان در عصر باستان بودند و در اقدامي نوين يونسكو با چنين پيشزمينه ذهني در تدارك معرفي عجايب هفتگانه جديد جهان است.
تلاش براي تعيين اين عجايب نوين ابتدا يك طرح تحقيقاتي بود كه در سال 1999 ميلادي توسط برنارد وبر محقق سوئيسي آغاز شد. او حدود دويست اثر تاريخي را براي انتخاب نهايي در اين زمينه كانديدا كرد اما فهرست بلند او نهايتاً توسط يك گروه از باستانشناسان و با نظارت يونسكو به بيست و يك مورد كاهش يافت.
اين آثار عبارتنداز: آكروپوليس در يونان، الحمرا در اسپانيا، نگكور در كامبوج، مجسمه مسيح در برزيل، آمفي تئاتر كولوسوم در ايتاليا، جزيره شرقي شيلي، برج ايفل، ديوار چين، كليساي حاجياي صوفيه تركيه، معبد كيوميزو ژاپن ، كليساي كرملين روسيه، ماچوپيچو در پرو، قلعه نوشيوان اشتاين آلمان، پترا در اردن، اهرام چچن ايتزا در مكزيك، اهرام سهگانه مصر، مجسمه آزادي آمريكا، اپراي سيدني استون هنگ انگليس، تاج محل هند، تيمبوكتو در كشور مالي.
نكته جالب در اين ليست اين است كه برخي از آنها همچون ماچوپيچوي پرو هنوز حتي به ثبت جهاني نيز نرسيدهاند.
بديهي است براي گزينش نهايي اين ليست مؤلفههاي زيادي مدنظر قرار گرفته است و جاي خالي نام ايران در اين ليست شايد به واسطه عدم معرفي مطلوب آثار آن براي كارشناسان جهاني باشد.
فاوت اساسي هفت گانه جديد جهان با عجايب هفتگانه باستاني فعال بودن صنعتي به نام توريسم در روزگار جديد است كه پويايي آن توسعه اقتصادي را به همراه خواهد داشت و از اين منظر زيان عدم حضور آثار ايراني در بين كانديداهاي اين هفتگانه درآمدزا بيشتر به چشم ميخورد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|