وبلاگ فرشید خدادادیان |
بهار آمد كه غم از دل برد...
بهار كه از راه ميرسد حال و هوايمان عوض ميشود. بهار رستاخيز طبيعت است و ما تلاش مي كنيم رستاخي روحمان نيز باشد . در خلوت خود خاطرات يك سال سپري شده را مرور مي كنيم و آرزو ميكنيم كه سال جديد برايمان سال بهتري باشد.
مشكلات اقتصادي اين چند سال خوشي را از خيلي ها گرفته است و البته خيلي ها را هم پول دارتر كرده است اما هر كس بسته به توانايي مالي خود تلاش ميكند اوقات خوشي رابراي خود و خانواده اش فراهم نمايد.در عين فقر و نداري هم البته مي توان شاد بود همانطور كه در عين ميلياردري بسياري غمگين هستند !!؟
زيباترين و بزرگترين آرزويي كه مي توانيم در آغاز سال جديد داشته باشيم رفاه آسايش و آزادي براي همه انسانها است....
امسال نخستين عيدي است كه از مسجدسليمان عزيز و دوستداشتني دور هستم و فقط خدا مي داند چقدر دلتنگ رود تمبي و درختهاي كنار و صفا و صميميت مسجدسليماني هاي عزيزم . جايي كه بهترين جاي دنيا است و سربلندي و سرافرازي اش آرزوي ديرينه ما .بهار بر همه دوستان و خصوصا بچه هاي خوب m.i.s مبارك باد.
(( جستاري كوتاه بر آيين چهارشنبه سوري ))
آتش از هنگامه كشف ارزش و اهميت خاصي در زندگي بشر يافته است . اين اهميت به حدي است كه امروزه نيز تصورحتي لحظه اي بدون آتش بسيار وحشتناك است و اهميت آتش در تمامي اين سالها و قرنها نه تنها كم نشده كه زياد و زيادتر نيز شده است ! زندگي انسانها با آتش معناي متفاوتي يافت و بدين ترتيب بود كه از همان آغازين روزهاي كشف آتش قداست يافت . اين قداست بيش از هر چيز در فايده و حسن آتش براي بشر بود و بواسطه بهره و استفاده اي كه از اين پديده به انسان مي رسيد اهميت و قداست نيزمي يافت و در زندگي برخي از اقوام ابتدايي چنان شگرف و سازنده و تاثير گذار بود كه برخي به پرستش آن پرداختند! ( با نيايش ايرانيان باستان بر هورمزد در برابر آتش كه در خصوص آن توضيح خواهيم داد اشتباه نگيريم ) براي درك اهميت آتش بايد به گذشته هاي بسيار دور بازگرديم و در بين مردماني قرار بگيريم كه زندگي شان ارتباطي مستقيم با طبيعت داشت . براي انساني كه با غروب خورشيد و فرارسيدن تاريكي در معرض حمله خطرناك ترين موجودات بود ! براي انساني كه در سردترين فصل هاي سال برخي از همنوعان خود را از فرط سرما از دست مي داد!؟ و براي انسان خام خوار اهميت پديده اي همچون آتش آنچنان برجسته بود كه از آن نگاهباني بنمايد . براي آن منزلگاه و خادم بگمارد و خاموش كردن آن را گناهي بزرگ و مستوجب مجازات بداند . به آن سوگند ياد كند و بر آن قرباني و نذر گذارد !( مقايسه كنيد با سوگند اقوام اصيل ايراني همچون عشاير بختياري ها به تش و كراهت ايشان در ريختن آب به چاله آتش !؟)
چنين ريشه هاي تاريخي در اسطوره هاي اقوام و ملل مختلف به اشكال گوناگون وجود داردو از اقوام آزتك و اينكا در امريكاي جنوبي تا شرق دور و سرزمين اژدها هاي مولد آتش در همه جا مي توان اين ريشه هاي اساطيري در خصوص آتش را مشاهده نمود . در سرزمين پر افتخار ما ايران نيز اهميت آتش بسيار برجسته و مهم است. ايرانيان هوشنگ پيشدادي را پيدا كننده آتش مي دانند و از اين نظر براي هوشنگ اهميتي فراوان در دوران اساطيري قائلند .در ادوار مختلف تاريخي نيز اهميت آتش بيشتر و بيشتر مي شده است . جايگاه آتش را در باور باستاني ايرانيان همگان مي دانيم و نقش ويژه اي كه نور در برابر دشمن هميشگي خود ظلمت و تاريكي ايفا مي نمايد. نور مظهر خير / اهورا / درستي / پاكي و نيكي است و در تقابل هميشگي با شر / اهريمن / كژي / ناپاكي و بدي است . آتشكده ها در آيين ايرانيان آريايي مكاني براي نيايش بر اهورا بوده اند و بر خلاف آنچه عرب ايشان را مجوس ناميده و آتش پرست ايرانيان پروردگاري يگانه و دانا را مي پرستيده اند . نيايش ايرانيان در برابر آتش آتش پرستي نبوده همان گونه كه نيايش اعراب بسوي كعبه بت پرستي نبود و آنچه بر ايرانيان بهدين اطلاق گرديد تنها از روي بي اطلاعي از ديانت و آيين يكتا پرستانه ايشان از جانب فاتحان تازي بود .
ايرانيان در جشن ها و آيين هاي مختلف با توجه به اهميت آتش اين پديده ارزشمند را مورد توجه قرار مي دادند كه جشن سده سرآامد اين جشن ها بود و پرداختن بدان مجالي ديگر مي طلبد .
چهارشنبه سوري يكي از آيين هايي بوده و هست كه آتش در آن مركزيت يافته . چهارشنبه در باور ايرانيان روزي نحس بوده ( مقايسه كنيد با نحوست اين روز در ادوار بعد و حضور اجنه در اين شب!) و آخرين روز نحس سال را ايرانيان با برافروختن آتش در آستانه ورود بدان برگزارمي كردند و با پريدن از روي آتش نحوست و پليدي را از دامان خود دور مي كردند و مي خواندند :
غم برو شادي بيا / محنت برو روزي بيا
يا اينكه مي خواندن :
سرخي تو از من / زردي من از تو
كه منظور دور كردن پليدي و نحوست از خود بوده است . در برخي جايها در آتش اسپند نيز مي ريختند و طول شب را به شادي و سرور مي پرداختند آداب چهارشنبه سوري تا امروز نيز باقي مانده است و قاشق زني يكي ازاين آداب است كه افراد با پوشاندن خود به درب خانه هاي همسايه ها مي روند و آنچه را هديه مي گيرند از آجيل و خوراكي متبرك مي دانند .خريد كوزه هاي نو / توزيع آجيل مشكل گشا و شيريني / فال گوش ايستادن و برخي رسوم ديگر از مواردي است كه به مرور ايام به آيين چهارشنبه سوري اضافه شد . برخي از اين زوايد پسنديده وبرخي نيز البته ناپسند بودند . همچون معضل جديد ترقه بازي و نارنجك اندازي !؟ به بهانه اين شب زيبا و دوست داشتني .رفتار ناپسندي كه علاوه بر خسارات و صدمات مالي و جاني بهانه به دست برخي نيز خواهد داد تا پيشينه فرهنگي اين سرزمين را تكفير نمايند! هر چند چهارشنبه سوري / نوروز / سفره هفت سين / سيزده بدر و آداب و رسوم اصيل ايراني ديگر البته آنقدر ريشه در تاريخ دارند كه از گزند تند باد حادثه تا هميشه در امان باشند .
پليدي و نحوست از دامان همگان دور باد .
منابع :
جان هينلز : شناخت اساطير ايران
ريچارد نلسون فراي : ميراث باستاني ايران
دكتر ژاله آموزگار : تاريخ اساطيري ايران
احسان يار شاطر : داستانهاي ايران باستان
ابولقاسم حالت : نوروز در راه است / مقاله در ماهنامه حافظ شماره 12
تاريخ چيست؟
((نگاهي به فلسفه تاريخ از منظر نوانديشان ديني-بخش اول))
آيا وظيفه مورخان تنها جستجو و کنکاش در منابع برای کشف و احراز واقعيات گذشته است ؟آيا وظيفه مورخان صرفاً توصيف و روايت صرف وقايع تاريخی است يا اين که آنها در صددند خود را با چيستی و چگونگی و چرايی وقوع وقايع رويداد ها نيز مواجه کنند و قدم در فهم ماهيت وقايع نيز بگذارند.
اگر بنای مورخان بر اين باشد ناچار بايد به فلسفه تاريخ توجه داشته باشند و آنگاه است که بحث تبيين تاريخی پيش می آيد .تبيين يعنی معنی کردن ،يعنی پيچيدگی مسئله را آشکار کردند و جنبه ای از جوانب امر که مسئله را نا مفهوم کرده است زدودن و آنرا معلوم و عقل پسند و عقل پذير کردن در بحث فلسفه تاريخ ،فيلسوف تاريخ به دنبال فهم معنا و هدف تاريخ ،محرک و مکانيسم حرکت تاريخ ،غايت ،مقصود و سر منزل تاريخ است و سؤال اصلی اين است که آيا سلسله حوادث و رويداد های گذشته مجموعه نا مرتبط و بی هدفی می باشند و يا اينکه در ورای اين رويداد ها ،هدف ،غايت و طراحی وجود داد.
نوشيروان كيهاني زاده
بنيانگذار تاريخ نگري ژورناليستي در ايران
نوشيروان كيهاني زاده روزنامه نگار و تاريخ نگار ايراني است كه به سال 1315 (1937 ميلادي) در كرمان به دنيا آمد و از سه دهه پيش در امريكا زندگي مي كند . وي از خرداد 1335 كار روزنامه نگاري را آغاز كرد و البته همچنان ادامه مي دهد . در تاريخ دكترا و در روزنامه نگاري فوق ليسانس دارد. وي همچنين از دانشگاه مريلند امريكا فوق ليسانس علوم كتاب و اطلاع رساني اخذ نموده است.
او سالها در راديو و تلويزيون ملي ايران و نيز خبرگزاري پارس كار كرد و سالها هم خبرنگار/ دبير و معاون سردبير روزنامه اطلاعات بود.
مهمترين كار كيهاني زاده رواج تاريخ نگاري ژورناليستي در ايران از سال 1350 است. در حال حاضر سايت روزنامك كه متعلق به اين روزنامه نگار وطن پرست است بعنوان رفرنسي معتبر مورد استفاده دانشجويان و علاقمندان تاريخ ايران قرار مي گيرد و در نوع خود كم نظير است.كيهاني زاده 22 سال نيز تاريخ تدريس كرده و مولف يك كتاب درسي تاريخ نيز هست.
اين وبلاگ وظيفه خود دانسته ضمن معرفي سايت دكتر كيهاني زاده به دوستان علاقمند در بخش پيوندهاي خود دريچه اي به اين درياي دانايي باز نمايد.
((منبع اطلاعات و آمار روزنامه اعتماد /سال پنجم/شماره 1314/صفحه5/ستون يادگاربه نقل از www.rooznamak.com ((
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|