وبلاگ فرشید خدادادیان |
بردنشانده پرستشگاهی در مسجدسلیمان
بردنشانده يكي از آثار باستاني موجود در حوالي شهرستان مسجدسليمان است كه در مسير اين شهر به سد شهيد عباسپور ( سد رضاشاه سابق ) واقع است . اين تپه باستاني در نوع خود بي نظير است و خصوصياتي منحصر به فرد دارد .
برد (1) در گويش بختياري به معناي سنگ است و نام گذاري اين تپه و اثر تحت عنوان برد نشانده بعلت سنگ استوانه اي شكل و تراشيده بلندي است كه در جلوي بنا به چشم مي خورد و احتمالا يكي از ستونهاي باقي مانده از ايوان اين بنا مي باشد.در توصيف اين اثر در كتاب نگاهي به خوزستان مي خوانيم :...بين راه مسجدسليمان به سد رضا شاه سابق قبل از گدار لندر تپه اي آكنده از سنگهاي ساختماني و سنگهاي تراشيده از دور جلب توجه مي كند . انبوه سنگهاي تراشيده و ناتراشيده در گوشه و كنار مخروبه به نزديكي هاي قله به صفه اي مير سد كه مانند صفه سرمسجد (2) است . اين صفه بيست و هشت پله ورودي دارد و هر پله آن هشت و نيم متر طول دارد . البته صفه مزبور از چهار طرف پلكان داشته . در سمت شرق و غرب اين پلكانها داراي پنج دهنه بوده كه هر دهانه آن 20/7 متر است .بردنشانده يا ميل نشانده در درون يك ساختمان ويرانه در ابتداي قسمت سفلاي اين مجموعه به چشم مي خورد . در قسمت غرب و شمال غرب بردنشانده آثار و خرابه هاي سنگي مقابر اسلامي وجود دارد كه قديمي ترين تاريخي كه بر سنگ قبري اسلامي در قطعه زميني كه در آنسوي جاده در ميان گورستاني متروك بر فراز تپه اي قرار دارد تاريخ 1216 هجري قمري را نشان مي دهد . آثار فراواني از ساختمانهاي كهن و جاي يورت هاي شباني و خانه هاي قديمي به چشم مي خورد (3)
اين بنا از نظر شكل و ساختار شباهت فراواني به صفه سرمسجد دارد و به همين دليل مي توان اين نظريه را ارائه داد كه از نظر كاربردي نيز جايگاهي مشابه آن محل داشته است .
پروفسور گيرشمن كه ضمن بازديد و كار تحقيقاتي در صفه سرمسجد از برد نشانده نيز بازديدي كرده است ضمن بيان تشابه اين دو محل به يكديگر مي نويسد :در بيست و پنج كيلومتري شمال شرقي سرمسجد در محلي موسوم به برد نشانده در دو يا سه كيلومتري ساحل چپ كارون نظير چنين ساختماني (شبيه سر مسجد )موجود است . آنجا همان سبك ساختمان و همان نقشه هنوز هم ممكن است مشاهده شود اما مجموع زمين ساختماني پهناور تر است و در جوار چاه آبي خرابه هاي قصبه كوچكي وجود دارد .در آنجا هنوز هم ميتوان بقاياي ستونهاي سنگي كه سقف ايواني مثلثي را كه ما پايه هاي سنگي آن را بيرون آوردهايم نگهداري مي كردند مشاهده نمود (4)
گيرشمن در ادامه ضمن تاكيد بر نظريه وجودي پارسوماش و حضور نياكان هخامنشي در گذشته دور در اين نواحي مي نويسد:...ممكن است در اين محل نخستين قصبه هاي شاهي پارسيان كه محتملا هخامنش يا چيش پيش بنياد نهاده بود تاسيس شده باشد. تپه مسجد سليمان و برد نشانده و نيز پاسارگاد اسلاف تپه تخت جمشيد مي باشند كه اصول ايجاد آن هنوز طرق قديمي را كه پارسيان از زمان ورود به ناحيه جنوب غربي ايران به كار مي بردند آشكار مي ساز ند اصولي كه از همسايگان شمالي مستعار بود و قبل از آن در اين سرزمين سابقه اي نداشت( 5 )
چنانچه امروزه بازديدي از موزه ايران باستان داشته باشيم به اين مسئله اذعان پيدا خواهيم كرد كه از نظر كشفيات باستانشناسي برد نشانده از جايگاه خوبي در بين آثار شمال خوزستان بر خوردار است .اشيا مكشوفه از برد نشانده بيشتر مسكوكات و سفال است . سكه هاي كشف شده بيشتر مسين و سفالها نيز بيشتر از جنس سفالهاي ضخيم نخودي رنگ هستند كه تشابه زيادي با سفالهاي دوران ايلام كهن دارند .
با توجه به اين كشفيات و البته حجاريهاي كشف شده ديگر بسياري از مستشرقين از احيا برد نشانده در دوره پار تيان نيز خبر ميدهند.
مالكوم كالج ضمن معرفي برد نشانده به عنوان مركز تجمع در دوره پارتي در توصيف آثار آن مي نويسد :
...در دوره پارتيان چند اثر سنگي كه بر جاي مانده بد كنده شده اندو نوشته ها و مناظر آنها با ناشي گري نگاشته شده است .مانند حجاريهاي شوش و تنگ سروك و اليمايش . از اين بين حجاريهاي برد نشانده اندكي بهتر است اين حجاريها تقريبا متعلق به دوران اخير پارتي مي باشند در اين محل 5000 سكه كشف شد. در ميان اشيا نذري نقش بر جستهاي پيدا شد كه اميري را در حال پرستش آتش نشان مي دهد و بر يك ستون در صفه پايين پيكر چهار تن كه ناشيانه پرداخت شده اند نقش گرديد ه(1)
در مجموع از گزارشات فوق مي توان اين گونه برداشت نمود كه برد نشانده از آن دسته آثار و بناهايي است كه حد اقل در سه دوره حيات تاريخي داشته است .
اين سايت يكي از سايتهاي مهم باستاني استان خوزستان است كه هنوز راز هاي سربه مهر فراواني را در خود جاي داده است و پتانسيل خوبي براي كارهاي تحقيقاتي و باستانشناسي دارد .
متاسفانه عليرغم چنين اهميت و جايگاهي بردنشانده از نظر حفاظت فيزيكي در وضعيت نابساماني قرار داشته و حتي از داشتن يك حصار معمولي نيز محروم است . حفاري هاي غير مجاز زيادي در اين منطقه صورت مي گيرد و علاوه بر اين مشكل فرسايش و تخريب طبيعي نيز تاثيرات بسيار نامطلوبي بر بنا داشته است . هيچ گونه كار كارشناسي و مرمتي در اين محوطه صورت نپذيرفته و در ايام قشلاق عشاير نيز سياه چادر هاي عشاير به راحتي در حريم بنا بر پا مي گردند .
پاورقي ها:
1-BARD
2-تپه اي باستاني در مركز شهرستان مسجد سليمان مشابه برد نشانده
3- ايرج افشار سيستاني :خوزستان نشر هنر /تهران /1363 /صفحه 349
4- رومن گيرشمن : ايران از آغاز تا اسلام / ترجمه محمد معين / انتشارات علمي فرهنگي / تهران /صفحه: 130 5 -رومن گيرشمن :همان كتاب /صفحه 131
|
گردشگري سايبر در هزار توي دبليوها
اشاره: این مقاله قبلا در روزنامه همشهری مورخه یکشنبه ۱۶/۷/۸۵ صفحه ۱۷ منتشر گردیده و در سایت همشهری آنلاین قابل رویت است.
روزگار ما روزگار انفجار اطلاعات و گسترش ارتباطات است.
انقلاب هزاره جديد كه به لطف شبكه آرپا- شبكه مخصوص اطلاعات وزارت دفاع آمريكا كه از 1969 اعلام موجوديت كرد و اينترنت فرزند آن است- روي داد و مرزهاي سياسي و جغرافيايي را برهم زد، بخشهاي مختلف زندگي انسان معاصر را دستخوش تحولات اساسي كرد و از اقتصاد و فرهنگ تا سياست و ديپلماسي همه و همه را دربرگرفت. هزاره جديد پايان جغرافيا است و انسان اين هزاره براي بهرهمندي از امكانات، موقعيتهاي بسيار بيشتري در اختيار دارد و گويي نهضت اومانيستي و انسانمدار در اين هزاره بزرگترين آرمان خود را رفاه و آسايش نوع بشر قرار داده است. بدين ترتيب است كه اينترنت دنياي مجازي تعريف جديدي از زندگي ارائه كرد و نسل ديجيتال امروز به جاي آن كه درگير سختيهاي ملموس براي رفع مايحتاج شود، در هزار توهاي شبكه عنكبوتي و در هم تنيده www نيازهاي خود را ارضا ميكند. بدين ترتيب است كه بانكهاي الكتروني، فروشگاههاي الكترونيك، ادارات الكترونيك و تجارت الكترونيك، تحصيل الكترونيك و حتي درمان الكترونيك جايگزين نمونههاي سنتي خود شدهاند و شبكه سيطره خود را بر زندگي انسان معاصر گسترده است. در چنين شرايطي فاصله ملتها از يكديگر حداقل و گاه صفر است. مرزهاي سياسي و جغرافيايي توانايي محصور كردن انسانها را ندارند و آينده جهان محكوم به يگانگي و وحدت است- امري كه در كنار مزاياي خود مطمئناً معايبي نيز در پي خواهد داشت. اما طي اين طريق و سپري كردن اين مراحل، كشورهاي گوناگون بسته به تلاش و اهتمامي كه در زمينه استفاده از اين فرصتهاي جديد به عمل ميآورند، ميتوانند سهم خود را در دهكده جهاني ابتياع كنند و بهره كافي از فضاي شبكه ببرند. مقوله گردشگري از جمله مواردي است كه به مدد فضاي جديد و سايبر به وجود آمده در كنار شكل سنتي خود، چهره نويني نيز كسب كرده و آن «گردشگري سايبر» يا مبحث گردشگري در فضاي مجازي اينترنت است. در شرايطي كه خوشبختانه در ايران نيز نگاه رسمي به مقوله توريسم از حد تعارف فراتر رفته و به صنعت بودن اين مقوله اذعان نسبي حاصل شده است، شايد لازم باشد با بازنگري در عملكرد سنتي فعالان اين صنعت پرسود- اما متأسفانه ضعيف- در كشوري كه ظرفيت خوبي براي سرمايهگذاري بيشتر در اين زمينه دارد، لزوم بهرهمندي از فضاي سايبر در راستاي توسعه صنعت گردشگري مطرح شود. امري كه با توجه به فضاي خاص فرهنگي و اجتماعي ايران ميتواند بسيار مفيد واقع شود. هر چند در حال حاضر مدياهاي الكترونيك متعددي از وبسايتها گرفته تا وبلاگها و تيزرهاي الكترونيك در زمينه توريسم ايراني فعال هستند و بنا به امكانات و سليقه و متد طراحان دريچههاي بسيار ارزشمندي به روي مشتريان خارجي اين صنعت باز نمودهاند اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه قرار نيست ما در اين زمينه همچون موارد ديگر فاصلهاي بعيد با دنيا داشته باشيم! توجه بيشتر به برنامهريزي در زمينه گردشگري سايبر در ايران از آن رو لازم است كه يك معرفي خوب در مدتي بسيار كوتاه و يك تصوير تأثيرگذار در كسري از دقيقه در فضاي سايبر ميتواند در جذب مشتري بسيار مؤثر باشد. براي درك بهتر فاصله كنوني گردشگري سايبر در ايران با ديگر مناطق جهان كافي است تنها چند صفحه وب مرتبط با اين مقوله به كشورهاي ديگر را مشاهده كنيم. از وبسايت هتلها گرفته تا شهرداريها و شركتهاي فعال در زمينه توريسم. آن گاه ميبينيم كه ديگران با امكانات نرمافزاري برابر با ما چه كارهايي انجام ميدهند! يقيناً منظور ما شبيه سازي و كپيبرداري از كارهاي ديگران نيست. به ويژه اين كه برنامهنويسان و طراحان ايراني صفحات وب، خود هر كدام ايدهپردازان ماهري هستند و در صورت وجود بازار رقابتي در اين زمينه ميتوانند خلاقيت خود را به ظهور برسانند. بدون شك اولين شرط ارتقاء وضعيت گردشگري در ايران داشتن سواد سايبر است. سواد سايبر به معناي روان بودن در دريافتهاي سايبر است. امروزه سواد به چهار سطح سواد پايهاي، سواد كاركردي، سواد فناورانه و سواد اطلاعاتي طبقهبندي ميشود و داشتن سواد در هر چهار سطح مذكور به سهولت كار در عصر سايبر ميانجامد.(يونس شكرخواه: واژهنامه ارتباطات، صفحه 58) با چنين سطح توانايي است كه ميتوانيم در عرصه معرفي ظرفيتهاي توريستي خود اقدام كنيم. ارائه مفاهيم به صورت دو يا چند زبانه شرط بعدي موفقيت بيشتر است. بدين منظور به منابع الكترونيك اطلاعرساني[online information Resour ces] قوي نياز داريم كه بتوانيم به كمك آنها گستره متنوعي از كاربران را مورد خطاب قرار دهيم. در اكثر نقاط دنيا ديگر حتي ميهمانپذيرهاي بدون ستاره، متلها و اتوكاروانها نيز با در اختيار داشتن يك سايت اطلاعرساني، ريزترين اطلاعات اماكن و تأسيسات خود اعم از قيمتها، تخفيفهاي ايام مختلف سال، امكانات جانبي رايگان، رزرواسيون، موقعيت جغرافيايي، آب و هوا، فاصله تا فرودگاهها و مراكز اصلي خريد و... خود را به همراه جذابيتهاي منطقه براي ترغيب جهانگردان، با زيباترين طرح و گرافيك ممكن در اختيار كاربران قرار ميدهند. در مقابل متأسفانه بسياري از هتلهاي ما در مهمترين شهرهاي توريستيمان به اين مقوله كم توجهند و اگر سايتي نيز طراحي كردهاند فقط براي داشتن يك عنوان www در پهنه اينترنت است آن هم گاه تنها با متني به زبان شيرين فارسي!؟ در مسير توسعه و بهبود گردشگري سايبر در ايران، پس از توجه به سواد سايبر و ايجاد منابع الكترونيك اطلاعرساني قوي و چند زبانه، آنچه در مرحله بعدي ضرورت قرار دارد لزوم معرفي اين منابع الكترونيك به موتورهاي جستجوگري است كه روز به روز و لحظه به لحظه در حال افزايش هستند. بديهي است كه در هر نقطه از جهان در كنار چند موتور جستجوگر معروف يك يا چند جستجوگر محلي و منطقهاي نيز وجود دارند كه مورد استفاده قرار ميگيرند به همين دليل بهتر است با شناسايي جستجوگرهاي مختلف گستره دستيابي به منبع اطلاعرساني خود را افزايش دهيم و تنها به لينك شدن و معرفي در موتورهاي رايج و شناخته شده بسنده نكنيم. با پيشفرض دستيابي به چنين ملزومات اوليهاي براي توسعه صنعت گردشگريمان در فضاي شبكه استفاده بهينه از متن، گرافيك، تصاوير ديجيتال و ويدئو به همراه استفاده از صدا در سايت به صورت upload در جذب مشتري براي ما ميتواند بسيار كارآمد باشد. حقيقت اين است كه در خارج از ايران نسبت به فضاي فرهنگي بر جامعه ما به ويژه در خصوص مسائل اعتقادي چون حجاب، رعايت شئونات اخلاقي و.. تصوير شفاف و تعريف شده چنداني وجود ندارد. كدام يك از سايتهاي گردشگري ايراني را سراغ داريد كه در خصوص اين موارد به صورت شفاف و مستند به جستجوگران شبكه، اطلاعات ارائه نمايند!؟ بديهي است ما در خصوص صنعت گردشگري صحبت ميكنيم و نه سياست، اما چقدر ما توانستهايم فضاي خاص فرهنگي خود را براي كساني كه شناخت چنداني از ما ندارند تبيين كنيم؟ چقدر توانستهايم به مشتري خود بباورانيم كه فضاي ما نه تنها تهديد نيست بلكه فرصتي براي تجربه شرايطي متفاوت است كه فارغ از بعد اعتقادي ما مطمئناً از بابت همان متفاوت بودن براي مشتريمان جذاب خواهد بود! مقوله تبديل تهديدها به فرصتها براي صنعت توريسم از مهمترين مواردي است كه در گردشگري سايبر خود نيازمند بازنگري در آن هستيم. در همين راستا بايد توجه داشته باشيم كه فضايي كه در گردشگري سايبر در اختيار داريم دريچه يك طرفه نيست بلكه پل ارتباطي بين ما و مشتريمان است. مهمترين اصل در هر تجارتي جلب اعتماد مشتري است و صداقت مهمترين ركن به وجود آمدن اين اعتماد است. بايد با مخاطبان خود در فضاي شبكه صادق باشيم به پيامهاي آنان توجه كرده و حتماً پاسخ دهيم تا مشتري ما بداند براي او ارزش قائل بودهايم. اغراقگويي و بزرگنمايي با تبليغ تفاوت دارد و نبايد جاذبههاي خود را بزرگتر از آنچه هستند توصيف كنيم، چرا كه اين امر هر چند ممكن است يك تور چند نفره را براي يك بار به ما ارجاع كند، اما مطمئناً تكرار شدني نخواهد بود، زيرا جهانگردان نيز ارتباطات خاص خود را دارند و بدون مشورت با كساني كه قبلاً به جايي رفتهاند بدانجا عزيمت نخواهند كرد! امكانات فضاي سايبر- كه روز به روز در حال افزايش است- به ما اين امكان را ميدهد تا تصوير ديجيتال، فيلمهاي ويدئويي و گرافيكهاي زيبايي از جاذبههاي اكوتوريسم، فولكلوريك و فرهنگي خود را در اختيار كاربران قرار دهيم و ما متأسفانه در اين زمينه نيز آنچنان كه بايسته و شايسته است كار نكردهايم... بديهي است ارتقاء سطح صنعت گردشگري منوط به فراهم بودن مؤلفههاي متعدد دولتي و غير دولتي است كه اگر واقعاً گردشگري را صنعت ميدانند بايد صنعتي در مورد آن فكر و عمل كنند. هر حركتي هر چند كوچك و شخصي نيز در اين راه بيفايده نخواهد بود و نهايت اميد و آرزو اين كه با ايجاد تحول در كارهاي خود چه در وبسايتها و چه در شركتها، هتلها، بخشهاي دولتي و حتي وبلاگنويسي مرتبط با مقوله توريسم، شاهد بهبود فرصتهاي رشد اين صنعت در فضاي سايبر و به دنبال آن رونق آمار ورودي توريست به ايران باشيم. رونقي كه البته مانند برخي شيخنشينهاي جنوبي خليج فارس و برخي كشورهاي آسياي شرقي آن را به هر قيمتي طلب نميكنيم! ما اعتقادات و باورهاي ايراني خود را داريم اما با پايبندي به همين اعتقادات نيز ميتوانيم در صنعت گردشگري بيش از پيش موفق باشيم. اگر بخواهيم! |
خوزستان جنگ و صلح
خوزستان چشم اسفندیار ايران است و در جاي جاي تاریخ شواهد فراوانی از طمع ورزی و آشوب گري و تفرقه افكني دشمنان دانا و دوستان نادان را در اين خطه مي توانيم ببينيم .
طبق اسناد تاریخی شاید بتوانیم بگوييم كه در طول هزار سال گذشته مردم خوزستان بيش از هزار بار با دشمنان اين مرز و بوم جنگيده اند . آشو بها و بحرانهای فراوانی را پشت سر گذاشته اند و مردان و زنان و كودكان زيادي در اين خطه به خاك و خون خفته اند .هر چند شاید در كتابهاي تاریخ نويسان درباري كمتر به اين رشادت ها اشاره شده باشد اما در اشعار و ترانه هاي مردم خوزستان ثبت شده اند . مرزباناني كه هنگامی به دفاع از سرزمین خود مي پرداختند كه حكومت هاي فاسد مركزي در ضعف و زبوني بودند و برخی هم مشغول وطن فروشی ! تهدیدهای فراوانی را پشت سر گذاشته ايم از قیام مردم خوزستان در سال 1156هجري قمري در مقابل عثماني گرفته تا مقاومت جانانه مردم بختياري و عرب خوزستان در سال 1235 شمسي در برابر نيروهاي انگليسي و شواهد ديگر همه نمونه هايي از اين واقعيت است كه خوزستان را نمي توان از مام ميهن جدا نمود . پيش تر كه مي آييم شاهد تهديد استعمار گران انگليس در جريان خلع يد هستيم كه از بصره به تهديد ايران مي پرداختند .
جنگ تحميلي را فراموش نكرده ايم با تمام مصيبتها و بدبختي هايي كه كشيديم ...
تمام اينها گذشته و آنچه بر جاي خود استوار مانده ايراني بودن خوزستان و خوزستاني هاست . چرا كه خوزستان قلب ايران است . سرزمين جندي شاپور و شوش و آنزان يك شبه ايراني نشده اند كه بتوان يكساله آنرا جدا نمود .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|