وبلاگ فرشید خدادادیان |
يك سال وبلاگ نويسي
سي و يكم خرداد ماه 1384 آغاز كار اين وبلاگ بود . آنهم در تب و تاب و زمانه اي كه وبلاگ نويسي في نفسه جرم محسوب مي شد و باز داشت ها و سخت گيري ها بر برخي از وبلاگ نويسان كه بيشتر در حوزه سياسي و اجتماعي كار مي كردند باعث شده بود تا عنوان وبلاگ نويسي را در برخي جاها با ترس و احتياط بيان نماييم!!؟
وقتي بيشتر در اين درياي بيكران غرق شديم مشخص شد كه در اين مجال جديد گفتن و نوشتن و عرضه داشتن نيز هر سليقه و انديشه و گاه ضد انديشه اي پيدا مي شود . و هر وبلاگ نويسي الزاما مجرم نيست . كما اينكه تعريف جرم نيز در اين عرصه بسيار نامشخص و متكثر است و حتي بسياري از كساني كه بعنوان مجرم در اين عرصه شناخته شدند نيز نه تنها مجرم نبودند بلكه غمي جز اصلاح امور و سربلندي ايران و ايراني نداشتند .
زيبا ترين توصيف و تعريفي كه از وبلاگ نويسي خواندم و شنيدم همان اصطلاح دفتر خاطرات شيشه اي بود و وقتي كه آن را با نوشتن دفتر خاطرات نوجواني مان در دفتر هاي صد برگ كاهي مقايسه كردم كه گاه مالامال از شعرهاي فروغ فرخزاد و نقش قلب هاي تير خورده بود فهميدم كه انسانها در هر مقطع از زندگي خود دغدغه ها و دلمشغولي هاي گونه گون دارند اما بهر حال همواره دغدغه اي براي كلنجار رفتن وجود خواهد داشت !
وبلاگ نويسي را به لطف فضاي رايگان بلاگفا شروع كردم و پنجشنبه هر هفته صفحه رايانه ويژه نامه روز جمعه روزنامه شرق را خواندم و ستونهاي وبلاگ نويسي آنرا بريدم و جزوه كردم تا راه حرف زدن در دنياي وبلاگ را بياموزم. اين وبلاگ در آغاز با عنوان روزنامه نگار مسجدسليماني شروع به كار كرد اما بعدها فهميدم كه روزنامه نگار بايد اخبار و اطلاعات را به روز و تازه منعكس نمايد و اخبار و اطلاعات بروز و تازه مسجدسليمان عزيز در حقيقت جز آيه ياس و حديث مكرر ناكامي و ناداري و محروميت و محدوديت هيچ نبود مگر آنكه بخواستيم 000
بگذريم!!
از آن پس عنوان وبلاگ به واژگاني متكثر تر و فراگير تر تغيير داده شد:
ايران – خوزستان – مسجدسليمان
به اين اميد كه در اين عرصه فراگير به واسطه دانشجوي تاريخ بودن بتوان با تكيه بر بحث تخصصي تاريخ اطلاعاتي هر چند ناچيز را با ديگران به اشتراك گذاشت و البته از وبلاگ ها و سايت هاي ديگران بهره برد . در اين بده بستان فرهنگي البته آنچه بهره بردم از آنچه ارائه كردم به مراتب بيشتر بود و از وبلاگ هاي دوستاني كه در طول اين يكسال مشتري دائم آنها بودم مطالب فراواني آموختم كه از همه آنها بايد سپاسگذار باشم و از پروردگار بزرگ كه دوستاني اينچنين نصيبم كرد .
برخي از اين دوستان اينترنتي را بعدها در همايش ها و برنامه هاي مختلف از نزديك نيز ديدم و جالب است كه شما با كسي نزديك يكسال دوست باشي و هنوز او را چهره به چهره نديده باشي !
در كنار دوستان فراوان مخالفاني نيز البته داشتيم . كساني كه وبلاگ نويسي و اقبال بدان را آجر شدن نان خود مي دانستند و البته طبيعي بود كه از ترويج آن نگران باشند . غافل از اين كه سيل ارتباطات همگان را با خود خواهد برد و روزي در شهرهاي كوچك نيز تعداد وبلاگ ها به تعداد جوانان و فرهيختگانش خواهد بودو كاسبان عرصه فرهنگ بايد به فكر تغيير كار بري باشند!؟
وبلاگ نويسي حسن ديگري نيز دارد و آن زماني است كه كسي مدعي مالكيت يكي از مقالات شمابوده و شما را به سرقت ادبي متهم نمايد (!) و آن هنگام است كه با قدمت تاريخ انتشار آن مطلب در آرشيو وبلاگ مي توان جواب محكمي به ياوه گويي آنان داد .
وبلاگ نويسي دريچه جديدي است بر تبادل اطلاعات و اطلاع رساني الكترونيك و در دفاع از آن همان بس كه نگاهي به آمار وبلاگ ها در ايران و جهان بيندازيم . رتبه جهاني ايران در عرصه وبلاگ نويسي از سويي نيز تامل برانگيز و جالب توجه است و بر سياستگذاران فرهنگي است كه در اين زمينه بررسي نمايند و البته اميدوارم نتيجه اين بررسي عبارت تكراري : دسترسي به اين صفحه ميسر نمي باشد نباشد!
يكمين سالگرد وبلاگ نويسي را با اين آرزو همراه مي كنيم كه در مملكتي زندگي كنيم مالامال از صلح / صداقت و نوع دوستي و با گامهاي استوار رو به توسعه و پيشرفت و استقلال واقعي .
از تمامي كساني كه در طول يكسال گذشته اين وبلاگ را قابل سر زدن و مطالعه كردن دانستند سپاسگذار بوده و اميدوارم در آينده نيز اين همراهي سازنده را ادامه دهند . دوستان عزيزي كه بر شمردن نام يكايك ايشان را با هراس از جا ماندن نام كسي از اين ميانه صرفنظر مي كنم اما خود مي دانند كه چقدر برايم عزيز و مهم هستند .
بيست و نهم خرداد 1330
خلع يد از چپاولگران نفتي
اهتزاز پرچم ايران بر فراز پالايشگاه نفت آبادان
پس از ملي شدن صنعت نفت ايران در آخرين روز اسفندماه سال يكهزار و سيصد و بيست و نه خورشيدي كه مهلك ترين ضربه بر پيكره چپاولگران نفتي محسوب مي گرديد خلع يد آن چپاولگران در قالب شركت نفت انگليس و ايران مهمترين اقدام اجرايي نيروهاي وطن دوست ملي در اين زمينه محسوب مي شود .
گرفتاريهاي شركت نفت ايران و انگليس از نخستين روزهاي سال يكهزار و سيصد و سي آغاز شده بود اما در خرداد ماه آن سال اين گرفتاريها به اوج خود رسيد . در حالي كه در نخستين روزهاي اين ماه بريتانيا در آخرين مقاومتهاي خود در برابر ملي شدن نفت به دادگاه لاهه شكايت برده بود . روزهاي پاياني آن كابوس بزرگ بريتانيا و شركت نفت انگليس و ايران بود خصوصا زماني كه در بيست و نهمين روز آن پرچم سه رنگ ايران بر فراز پالايشگاه آبادان به اهتزاز در آمد و پايان همه چيز را براي شركت نفت انگليس و ايران اعلام نمود .
علي كريمي را براي تصاحب كفش طلايي جام جهاني ياري كنيم
فردا افتتاحيه جام جهاني است . جامي كه فرزندان برومند ايران نيز در آن حضور دارند تا حداقل سه بار پرچم پر افتخار پارسي را در قلب اروپا به اهتزاز در آورند .
سايت فيفا در جديدترين برنامه خود اقدام به يك نظر سنجي براي اعطاي كفش طلايي اين دوره نموده است و باعث افتخار است كه علي كريمي بازيكن ايراني نيز در بين كانديداها قرار دارد .
با راي به كريمي افتخاري ديگر براي ايران عزيز بيافرينيم . دوستان عزيز جهت شركت در اين راي گيري به
آدرس :index.html/http://fifaworldcup.yahoo/60/en/w/gshoe
مراجعه نماييد .
با اميد ارائه بازيهاي خوب از تيم ايران در جام جهاني
ایل بختیاری تهران را آزاد کرد
اشاره : این مطلب در تاریخ یکشنبه هفتم خرداد ماه در صفحه مشروطه روزنامه شرق و قبل از آن در چند نشریه استانی تحت عنوان سردار اسعد فاتح ملی به چاپ رسیده است .
قوم بختيارى از نيروهاى موثر در جنبش مشروطه و خصوصاً فتح تهران بودند و در ميان سرداران ايشان عليقلى خان سردار اسعد جايگاهى خاص داشت.
عليقلى خان چهارمين فرزند حسينقلى خان ايلخانى بود و قبل از او برادرش اسفنديار خان لقب اسعد داشت. عليقلى پس از كشته شدن پدر يك سال در زندان ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه و حاكم اصفهان بود و به نوعى زندگى سياسى خود را با زندان آغاز كرد. پس از آن ايام سخت با به قدرت رسيدن اتابك در اصفهان ستاره اقبال خانواده ايلخانى مجدداً درخشيد. اسفنديارخان سردار اسعد اول به ايلخانى بختيارى رسيد و عليقلى خان فرمانده سواران بختيارى در گارد شد. اين وضعيت تا عزل اتابك از حكمرانى اصفهان ادامه داشت و پس از عزل وى عليقلى خان ديگر به گارد مراجعه نكرد و بيشتر در سرزمين بختيارى به سر برد.
عليقلى در سال ۱۳۱۸ (ه.ق) به هند و سپس مصر سفر كرده و در همان سال به زيارت خانه خدا مشرف شد. سپس عازم پاريس شد و دو سال بعد به ايران مراجعت كرد و در سال ۱۳۲۱ با فوت اسفنديارخان به تمشيت امور بختيارى همت گماشت و از اين تاريخ به سردار اسعد ملقب شد. وى در بين ايل بختيارى داراى موقعيت ممتاز و ويژه بود و مى توان او را نقطه محورى ايل بختيارى در آن روزگار ناميد. او از نخستين ايرانيانى بود كه ضمن مسافرت به اروپا با مظاهر تمدن و دموكراسى در فرانسه آشنا شد. به همين دليل واجد امتيازات روشنفكرى منحصربه فردى شد. پس از مراجعت به ايران در سال ۱۳۲۴ مجدداً عازم پاريس شد و در زمان به توپ بستن مجلس در سال ۱۳۲۶ نيز كه عده اى از رجال و آزاديخواهان عازم اروپا شدند عليقلى خان در پاريس اقامت داشت. استبداد محمدعلى شاهى باعث تأمل و تفكر بسيارى از روشنفكران و مراجعت ايشان به قصد مبارزه به ايران شد و يكى از دلايل سردار اسعد براى مراجعت به ايران نيز همين مسئله بود. البته در اين بين تشويق ايرانيان براى مراجعت وى نيز بسيار موثر بود. مخبرالسلطنه هدايت كه خود در آن هنگام در اروپا به سر مى برد در اين زمينه نوشته است: ... شاخص ميان ايرانيان عليقلى خان سردار اسعد است كه غالباً اشخاص مهمى با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ايران و رهبرى نهضت تشويق مى كنند. علاوه بر اين تشويق ها فتح اصفهان توسط بختيارى ها نيز در ترغيب عليقلى خان براى بازگشت به ايران بسيار موثر بود. سردار اسعد در چنين شرايطى وارد ايران شد و در اولين اقدام به اتحاد ايل بختيارى مشغول شد. پس از آن جهت اطمينان خاطر خود نياز به اتحاد با دو نيروى قوى ديگر در جنوب و جنوب غرب ايران يعنى قشقايى ها و طوايف عرب داشت تا با خاطرى آسوده و مطمئن از پشت سر خود، عازم فتح تهران استبدادزده شود. پس از عقد قرارداد مودت با اعراب و قشقايى ها، اردوى بختيارى براى حركت به سوى تهران در اصفهان مستقر شد. مجاهدان بختيارى از اصفهان و سواران دلير سپهدار تنكابنى از رشت از دو جبهه به سوى تهران حركت كردند و در بيست وچهارم جمادى الثانى ۱۳۲۷ قمرى وارد تهران شدند. شجاعت و تهور بختيارى ها و سواران تنكابنى به حدى بود كه پس از چند روز تهران به تصرف كامل فاتحان درآمد و شاه به همراه پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد. از اهميت اقدامات بختيارى ها در تهران همين بس كه پاولويچ مى نويسد: در نهضت مشروطه خدمات بختيارى ها غيرقابل انكار است. حتى مى توان گفت كه اگر سواران آنها تحت رياست سردار اسعد به تهران حركت نمى كردند محمدعلى شاه به اين سهولت ميدان را خالى نمى كرد. از اين سخن مى توان اين گونه نتيجه گرفت كه محمدعلى شاه از حركت بختيارى ها و توانايى رزمى ايشان بسيار ترسيده بود. هماهنگى خاص و تحت امر بودن نيروهاى بختيارى و توانايى رزمى آنها تحت فرماندهى مدبرانه سردار اسعد از نقاط قوت اين نيروها در آزادى مجدد ايران پس از استبداد صغير بود. در اولين كابينه اى كه پس از خلع محمدعلى شاه تشكيل شد سردار اسعد وزارت كشور را عهده دار شد و اقدامات اساسى او در مسند وزارت به حدى بود كه نماينده انگليس در خليج فارس از تهران خواست در صورت امكان سردار اسعد را وادار به استعفا كند كه البته اين امر مورد موافقت قرار نگرفت.
جانفشانى ايل بختيارى در استقرار نظام مشروطه محدود به فتح تهران نبود. تلاش بختيارى ها در سركوب شورش هاى پراكنده ايران پس از خلع محمدعلى شاه بسيار واجد اهميت بود. شورش در زنجان به كمك نيروهاى بختيارى تحت فرماندهى جعفر قلى خان اميربهادر و يپرم خان ارمنى فرو نشانده شد و در ادامه نيز پس از ناكامى قواى مشروطه در سركوبى شورش در شمال غرب ايران مجدداً اين نيروهاى بختيارى بودند كه به استقرار نظم در آن نواحى پرداختند.
MIS يعني چه؟!
اشاره : اصطلاح رايج M.I.S جهت نامگذاري مسجدسليمان بكار مي رود و خصوصا در ميان مسجدسليماني ها به كد اشتراكي عاطفي تبديل شده است . هر چند قبلا چه در اين وبلاگ و چه در برخي از مطبوعات به توصيف اين واژه پرداختيم اما خصوصا پس از انتشار مطلب پنجم خرداد در روزنامه شرق در روزهاي جاري ايميل ها و كامنت هاي فراواني در خصوص واژه مذكور مجددا سؤالاتي مطرح كردند . مطلب ذيل به احترام ايشان تهيه شده است كه با هم مي خوانيم...
عبارت MIS واژه مشهوري است كه براي نامگذاري مسجدسليمان ـ قديميترين اقليم نفتي ايران مورد استفاده واقع ميشده و تا امروز نيز اين كاربرد ادامه دارد. نام مسجدسليمان به علت طولاني بودن در مكاتبات و نامهنگاريهاي اداري به صورت مخفف و به اين شكل استفاده ميشد كما اينكه حتي واژگاني كوتاهتر از اين هم در مكاتبات شركت نفت معمولاً مخففسازي ميشد كه از جمله آنها ميتوان به عبارت AZ مخفف نام اهواز AHVAZ اشاره كرد.
آغاز عصر نفت در ايران
پنجم خردا د 1287 خورشيدي
امروزه ايران كشوري است كه جهانيان آنرا با منابع غني نفت و گاز مي شناسند . نزديك به يكصد سال است كه ايران با كشف نفت در آن تبديل به كشوري صنعتي شده است و هر چند از اين رهگذر مشكلات فراواني نيز داشته است اما بهر حال بعنوان كشوري تاثير گذار در بازار جهاني نفت - اين مهمترين منبع انرژي جهان تا به امروز - همواره مطرح بوده است و پنجم خرداد ماه سالروز ورود ايران به اين عرصه است .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|