تبليغاتX
ایران- خوزستان - مسجدسلیمان
 
وبلاگ فرشید خدادادیان
 

خشت اول گر نهد معمار کج ...!؟

مدتی پیش توسط تنی از دوستان عزیز پیشنهاد تشکیل انجمن وبلاگ نویسان و وب سایت داران به ارشاد مسجدسلیمان شد و ارشاد اسلامی نیز از معدود وبلاگ نویسان !؟( شاید تنها یک نفر ؟؟) و چند تن از وب سایت داران مسجدسلیمان برای تشکیل چنین انجمنی دعوت به عملآمد . از نیت خیر هر دو / هم پیشنهاد دهنده و هم ریاست ارشاد اطلاع داشته و دارم اما شرط اول هر انجمنی صداقت است و چون برخی از آقایان حاضر در جلسه اصولا اعتقادی به وبلاگ نویسی نداشته و ندارند نامه سر گشاده ای برای ارشاد مسجدسلیمان نوشتم که متن آن به شرح ذیل است :

بنام خدا

رياست محترم اداره ارشاد اسلامي شهرستان مسجدسليمان

با سلام

احتراما ضمن سپاس از حضرتعالي جهت دعوت از اينجانب به منظور شركت در جلسه بررسي تشكيل انجمن وبلاگ  نويسان و وبسايت نويسان (!؟)شهرستان مسجدسليمان در تاريخ 14/10/84 و پس از شنيدن فرمايشات ساير مدعوين محترم لازم مي دانم مطالبي را به اختصار بعرض بر سانم .

بر همه كساني كه از دور و نزديك با اقدامات شما در دوره مسئوليتتان در سمت رياست اداره ارشاد آشنا هستند حسن نيت و انديشه روشن و ترقي خواه شما در تقويت و بهبود وضعيت فعاليت هاي فرهنگي و هنري واضح و مبرهن است و بدون ترديد استقبال شما از تشكيل انجمني تحت عنوان فوق نيز با چنين نيت و چشم اندازي صورت پذيرفته است كما اينكه نيك مي دانيم نيت پيشنهاد دهنده اصلي مسئله و جوان تحصيلكرده همشهري جناب آقاي سريع كار نيز جز اين نبوده  اما واقعيت اين است كه براي تشكيل هر حلقه و انجمني قبل از هر چيز به اعضايي تشكيل دهنده نياز است و تاييد مي فرماييد كه به تعداد چند نفره آنهم در عرصه اي به گستردگي فضاي بدون مرز اينترنت نمي توان عنوان انجمن در معناي جامع و كامل كلمه اطلاق نمود .

 اينترنت نمادي از تكاپوي صدها ميليون انسان است كه روزانه در مقام توليد يا مصرف با I T ( آي تي = فناوري اطلاعات ) سر و كار دارند و دامنه آن نيز مدتها است كه به مسجدسليمان نيز رسيده است چه آن زمان كه مجبور بوديم از طريق ISP هاي شوشتر و اهواز به شبكه متصل شويم و چه اكنون كه با سرمايه گذاري اقتصادي جهت كسب در آمد( و  البته قابل تقدير) برخي از همشهريان متصل شدن به اينترنت براي علاقمندان به راحتي گرفتن يك شماره تلفن شهري است اما همين جوان بودن و نو پا بودن آسيب شناسي و احتياط بيشتري را مي طلبد تا خداي ناكرده خشت اول بنايي كج نهاده نشود !

حضرتعالي بهتر از من مي دانيد كه  ايجاد و مديريت سايت هاي اينترنتي با وبلاگ نويسي تفاوت هاي ماهوي دارند و اصولا در يك ظرف با يكديگر نمي گنجند . سايت ها معمولا رسميت حقيقي و حقوقي  دارند. در شكل صحيح آن مجموعه اي از افراد با تخصصهاي متفاوت در يك تشكل تعريف شده سيستماتيك وظايف خود را انجام مي دهند و پس از آن توليدات ايشان توسط مديريت  سايت گزينش مي شوند و نهايتا مطالبي كه در دستور كار آن سايت تعريف شده روي صفحه اصلي يا لينكهاي تعريف شده قرار مي گيرد . اما وبلاگ اينگونه نيست . وبلاگ نويس در زمينه علايق خود مي نويسد . خاطرات شخصي / شعر / مقاله / تحليل شخصي پيرامون يك موضوع محلي يا كشوري و  يا حتي جهاني و هر چيز ديگر مي تواند مطالب يك وبلاگ را تشكيل دهد . وبلاگ نويسان گاه اسامي مستعار دارند و معمولا جز آدرس پست الكترونيكي و كامنت هاي مطالبي كه مي نويسند نام و نشان و ارتباطي با آنها وجود ندارد مگر آنكه خود آنها بخواهند و اطلاعات بيشتري از خود در اختيار كاربران قرار دهند . به بيان ساده تر سايت ها تابلوهاي اعلانات رسمي هستند و وبلاگ ها بيشتر شبيه دفاتر خاطراتي كه مطالعه آنها را خاطره نويس براي عموم آزاد گذارده است .  

آمارها حاكي از آن است كه ايران از لحاظ وبلاگ نويسان داراي ركوردي جالب است . شمار ايرانياني كه سعي مي كنند حرفها و مطالب گفتني خود را از طريق وبلاگ نويسي در اختيار سايرين قرار دهند ساعت به ساعت و ثانيه به ثانيه در حال افزايش است و چشم انداز آينده نيز حاكي از آن است كه عليرغم تحقير و تحديد برخي آقايان و سايتها  كه يا از محدود بودن دانش و اطلاعات و يا از ترس تهديد منافع اقتصادي سعي در تكفير وبلاگ نويسي دارند در مسجدسليمان نيز روزي خواهد رسيد كه هر شاعر / نويسنده / هنرمند /نقاش / دانش آموز و دانشجو و هر كس كه دسترسي به كامپيونر و اينترنت داشته و اندك ذوقي در خود سراغ دارد به خيل وبلاگ نويسان اضافه شود . امروز شايد اين تعداد در خود مسجدسليمان كم باشند ( كما اينكه مسجدسليماني هاي وبلاگ نويس مهاجر بسيار فراوانند )و برخي سعي در كتمان توانمندي و تحقير ايشان داشته باشنداما آنروز دور نيست كه شمار وبلاگ نويسان مسجدسليماني به تعداد ساكنان اين شهر باشد ! لذا از شما برادر بزرگوار استدعا دارم ضمن پذيرش عذر اينجانب از عضويت در انجمني كه برخي اعضاي آن تعريف درست و اصولي از وبلاگ نويسي نداشته و حتي اعتقادي نيز بدان ندارند از نظر ساختاري نيز به گونه اي تصميم گيري فرماييد كه فردا روزي چه ما باشيم و چه نباشيم عده اي خاص ادعاي قيموميت بر جمعي متكسر را نداشته باشند !

رياست محترم .  وبلاگ يا وبسايت نشريه يا كتاب و... تنها ابزارهايي هستند كه براي انتقال اطلاعات از آنها استفاده مي شود .آنچه از شكل ابزار و عنوان آن مهمتر است اين است كه اصولا اطلاعاتي براي انتقال و انديشه اي براي ارائه وجود داشته باشد وگر نه حتي اگركسي راديو و تلويزيون خصوصي نيز داشته باشد اما حرفي براي گفتن و انديشه اي براي ارائه نداشته باشد حكايت آن .....

با توجه به مراتب فوق و ضمن احترام به شما و دوست خوبم حسين سريع كار( كه شايد حرف مرا بدليل مشكلاتي كه در طراحي و ارائه سايت ارزشمندش از جانب برخي متحمل شد بهتر بفهمد !)  استدعا دارم به گونه اي در خصوص تشكيل انجمنهايي در اين زمينه ها ي متفاوت يعني:

1-  مالكيت وب سايت    / 2-وبلاگ نويسي

 تصميم گيري فرماييد كه مجمعي صنفي با رويكردهاي اقتصادي و رقابتي  با انجمني كه اعضاي آينده آن از كار خود چشم داشت اقتصادي ندارند در يك ظرف جمع نشوند كه اصولا اين دو مقوله از يكديگر متفاوتند .

رياست محترم استحضار داريد كه حد اقل تا امروز  وبلاگ نويسي نيازي به مجوز رسمي نداردوحتي  به فرض تفكيك و تشكيل چنين انجمني نيز  عضويت يا عدم عضويت در آن اختياري خواهد بود اما با چشم انداز بلند به آينده و با شناختي كه از روش كاري شما سراغ داريم  مطمئن هستم تا زماني كه در اين مسند قرار داريد اقبال به چنين انجمني از جانب وبلاگ نويسان فرداي مسجدسليمان انشاءالله  بسيار خوب خواهد بود. آن روز دور نيست

مجددا از اينكه با شرايط فعلي نمي توانم دعوت شما را بپذيرم معذرت مي خواهم و البته بديهي است كماكان در ساير عرصه هايي كه نياز بدانيد به همكاري شما مفتخر خواهم بود .

ارادتمند / فرشيد خداداديان

 

 

 

 

 

 

رونوشت :جناب آقاي حسين سريع كار با احترام و عرض پوزش    

 

 

  نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 17:43  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

اشاره : با احترام به تمامی دوستان و کاربران عزیز هرچند شاید موضوعات کلی تر و فراگیر تری برای صحبت و همفکری وجود داشته باشد اما تصور می کنم رسالت یک وبلاگ شهرستانی در درجه نخست انعکاس رویدادهای منطقه خود است . به این ترتیب اخبار همایشی را که در مسجدسلیمان و برای داراب افسر بختیاری از شاعران فقید ایران برگزار خواهد شد با هم مرور می کنیم .

شمارش معكوس براي همايش دارب افسر بختياري

با پايان مهلت ارسال آثار كميته علمي زير نظر استاد غولي گله كارشناس ارشد ادبيات و استاد دانشگاه و دبير همايش كار بررسي و داوري آثار رسيده را آغاز نمود .

كميته علمي متشكل از جمعي از كارشناسان فرهنگ / تاريخ و ادب بختياري در حالي كار بررسي آثار را آغاز نمود كه در مدت كمتر از يك هفته به برگزاري همايش براي بررسي آثار بايد جلسات متعددي را برگزار نمايند . در مجموع بيش از هفتاد مقاله و حدود هشتاد و هفت قطعه شعر به دبير خانه همايش ارائه گرديده و از اين بين آثار برتر جهت ارائه و قرائت در برنامه انتخاب خواهند شد .

همچنين در يازدهمين جلسه ستاد كه با حضور اعضاء و نمايندگاني از  فرمانداري و شوراي شهر مسجدسليمان برگزار گرديد آخرين رايزني ها در خصوص نحوه برگزاري همايش / تبليغات و اطلاع رساني / استقبال و اسكان مدعوين و بخشهاي جنبي همايش صورت پذيرفت .

جمعه هفتم بهمن ماه زمان برگزاري همايش داراب افسر بختياري در مسجدسليمان مي باشد .

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 22:22  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

ديدار اعضاي ستاد همايش با خانواده مرحوم افسر

 

اشاره : قبلا اخباری از همایش داراب افسر در این وبلاگ ارائه گردید به خبر جدیدی در این رابطه به نقل از سایت اطلاع رسانی این همایش توجه فرمایید .

با برنامه ريزي قبلي دبير خانه ستاد همايش داراب افسر بختياري هيئتي به نمايندگي از اين ستاد جهت ملاقات با خانواده محترم مرحوم افسر به اصفهان عزيمت نمودند .

اين هيئت متشكل از آقايان داريوش باقر فر رئيس اداره ارشاد اسلامي شهرستان مسجدسليمان و سخن گوي همايش / آقاي هوشنگ فرجي محقق و پژوهشگر تاريخ بختياري ،خبرنگار روزنامه ايران در مسجدسليمان و عضو كميته اطلاع رساني و تبليغات همايش و آقاي فرهاد اسفندياري پژوهشگر و محقق بختياري و عضو كميته علمي همايش  بودند و آقايان كريم رضايي استاد دانشگاه اهواز و فرماندار سابق شهرستان فارسان و محمد باقر فر ( عكاس و تصوير بردار ) نيز ايشان را همراهي مي كردند .

هيئت اعزامي شامگاه شنبه هفدهم ديماه در حالي كه آقايان دكنر عطامحمد رادمنش استاد دانشگاه نجف آباد و كورش اسدي خواننده بختياري به نمايندگي از هنرمندان و اهالي فرهنگ مقيم  اصفهان  به ايشان پيوستند ميهمان فرزند بزرگوار مرحوم افسر شده و ضمن معرفي برنامه پيش بيني شده جهت اجراي همايش نظرات ايشان را جويا شدند .

در اين ديدار ابتدا  آقاي باقر فر ضمن ارائه گزارشي از چگونگي شكل گيري و فكر برگزاري همايش تا مراحل جاري از استقبال خوب بختياري هادر داخل و خارج از كشور از اين برنامه خبر دادند .

فرزند مرحوم افسر نيز ضمن تقدير و سپاس از متوليان و برنامه ريزان اين برنامه با برشمردن ابعادي از شخصيت مرحوم افسر و ذكر خاطراتي از پدر  ابراز اميدواري كردند  اين همايش مبداء و آغازي براي بزرگداشت نام فرهيختگان بختياري باشد . ايشان همچنين ضمن اعلام حمايت همه جانبه از اين برنامه ابراز اميدواري كردند اين برنامه با همكاري تمامي اهالي فرهنگ و هنر بختياري صورت پذيرد .

طي اين ديدار همچنين بنا به درخواست هنرمندان و اهالي فرهنگ بختياري در اصفهان و چهار محال بختياري مقرر شد مهلت ارسال آثار و مقالات تا بيست و پنجم ديماه تمديد شود .

صبح روز يكشنبه نيز اعضاي ستاد در معيت فرزند مرحوم افسر و همراهان ضمن حضور در آرامگاه بزرگان بختياري در تخت فولاد و قرائت فاتحه بر آرامگاه مرحوم داراب / سردار اسعد بختياري و ساير بزرگان به مرحوم داراب افسر بختياري اداي احترام كردند .از اين سفر كليپي تهيه شده است كه انمشاءالله در جريان همايش پخش خواهد شد .

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 23:45  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

امير كبير شهيد راه اصلاحات

بيستم ديماه سالروز قتل امير كبير صدراعظم ناصرالدين شاه در حمام فين كاشان است. فردي كه او را اولين اصلاحگر تاريخ معاصر ايران و دومين فرد طرفدار نوگرايي و تجدد پس از عباس ميرزا نايب السلطنه مي دانند .

امير كبير بدون شك از خوشنام ترين كارگزاران تاريخ ايران است كه به سبب تاثير فراواني كه بر ناصر الدين شاه داشت توانست با استفاده از موقعيت خود اقدامان مفيدي در پيشرفت ايران و كم كردن فاصله اين سرزمين با قافله تمدن رو به پيشر فت جهاني انجام دهد .

محمد تقي فرزند كربلايي محمد قربان هزواره اي پيشخدمت و آبدار مخصوص قائم مقام اول بود و تولد او را با حدس و يقين بين سالهاي 1220 تا 1222 هجري قمري مي دانند . محمد تقي به واسطه ارتباط نزديكي كه با خانواده قائم مقام داشت و با حمايت آنها توانست بر خلاف پدر به كسب علم بپردازد و مدارج علمي را طي نمايد . خيلي زود با استفاده از همان ارتباط در امور ديواني و نظامي راه پيدا كرد و توانست لياقت سياست و كياست خود را نشان دهد به حدي كه در ابتداي جواني ديگر بعنوان ديپلماتي كار كشته روي او حساب مي كردند و هم او بود كه پس از ماجراي قتل گريبايدوف روس در سن پترزبورگ با امپراتورروسيه ديدار كرد . يا در مسئله ارزنه الروم ماموريت يافت به حل مشكلات مرزي اقدام كند. ماموريتي كه حدود چهار سال طول كشيد .

نزديك شدن به ناصر الدين ميرزا وليعهد و به تخت نشاندن او پس از مرگ شاه اوج پيشرفت محمد تقي بود كه شب تاجگذاري ناصر الدين شاه به صدارت اعظم انتخاب شد و امير بزرگ (كبير) ايران گرديد .

اقدامات محمد تقي در منصب صدارت اوج هنر او بود . تاسيس دارالفنون / تاسيس و انتشار روزنامه رسمي / ديپلماسي فعال در عرصه بين الملل از اهم اين اقدامات بود . اما در عين حال امير فردي خود راي بود كه با كسي اهل مماشات نبود . وي هرچند صدر اعظم شاه بود اما با شاه رفتاري تحقير آميز داشت . مادر شاه نيز از گزند زبان او در امان نبود و علاوه برآن سخت گيري امير در هزينه هاي دربار دشمنان زيادي را براي او به وجود آورده بود. مجموعه اين عوامل در يك نظام سلطنتي استبدادي سرنوشتي بهتر از قتل در حمام فين را براي امير در پي نداشت . گويند او پس از اطلاع از صدور فرمان قتلش در حمام جامي پر از ترياك سر كشيد و پس از آن اجازه داد رگهاي دستش را زدند و در حالي كه خونش جاري بود با خون خود روي ديوار حمام عباراتي در شرح بي وفايي سلطان حاكم و جور زمانه نوشت و بعد از آن لنگ بر سر كشيد و جان تسليم كرد ...

امير كبير قديس و معصوم از خطا نبود اما به واسطه تاثيري كه در نظام سلطنت داشت اقداماتي انجام داد كه در پيشرفت بعدي ايران و ايراني( هر چند بطور نسبي!) بسيار موثر بود . او كه پيشگام تز اصلاحات از بالا بود به واسطه اطلاع از دنياي خارج فكر بلندي داشت و بدون شك دانش آموختگان مركز علمي كه او تاسيس كرد يعني دارالفنون بعدها گامهاي اساسي در پيشرفت ايران بر داشتند . برخي از مستشرقين و محققان اروپايي در خصوص ايران او را استثنايي مي دانند كه جامعه استبداد زده ايران تحمل او را نداشت! برخي ديگر نيز او را فرد مستبدي مي دانند كه هدفش كسب قدرت بودو تعدادي از اين منتقدين او را رضا شاهي مي دانند كه به قدرت نرسيد!؟ اما به هر حال امير كبير هر كه بود و هر چه بود تاثير زيادي بر ايران نهاد و اگر روزگار طولاني تري بر مسند قدرت مي ماند اقدامات مفيد تري نيز مي توانست داشته باشد .

در روز گاران بعد نيز خيلي افراد خود را ادامه دهنده امير كبير ناميدند اما سرنوشت هيچ كدام به تلخي امير نبود . سرنوشتي كه دور گردون آنرا براي ناصرالدين شاه در صحن شاه عبدالعظيم به شكلي ديگر تكرار كرد و آغاز دوران يكصد ساله اي از آن زمان تا امروز شد كه آنرا دوران مشروط كردن قدرت حاكم مي ناميم . آيا خونابه نوشته امير بر ديوار حمام فين كاشان كار خود را كرده بود ؟؟!

  نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 13:25  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

جهان در سالي كه گذشت و چشم انداز آينده

در سال گذشته ميلادي جهان شاهد حوادث تلخ و شيرين فراواني بود .ديدگان جهانيان با حوادث و رويدادهايي تلخ و محنت بار گريان شد و روزگاري ديگر با حوادثي شاد و زيبا خنده بر لبها نشست . كودكان زيادي به دنيا آمدند . افراد زيادي از دنيا رفتند. كشفيات علمي زيادي بدست آمد . در عالم سياست رويدادهاي فراواني جهان را تحت تاثير قرار داد و عالم ورزش نيز رويدادهاي فراواني را شاهد بود . و جهان همچنان اين رويدادها را نظاره كرد و به تاريخ سپرد .

سونامي در آسياي جنوب شرقي تلفات فراواني به همراه داشت و پس از آن طوفان كاترينا نيز سواحل امريكا را در نورديد . زلزله در پاكستان بسياري را كشت و بسياري را بي خانمان كرد . و تمامي اين حوادث طبيعي اما مرگبار انسان هزاره سوم را همچنان به ناتواني خود در جنگ با طبيعت رهنمون كردوالبته براي پيروزي بر طبيعت مصمم تر نمود ! اما در تمام اين مصائب شعري را كه شاعري ايراني سرود با نوعدوستي نوع بشر يكبار ديگر در كلامي جهاني به سرايش در آمد كه :

بني آدم اعضاي يك ديگرند / كه درآفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار /دگر عضوها را نماند قرار !

بشريت هزاره سوم ديگر در هنگام بروز رويدادهاي مخرب طبيعي بدنبال دلايل ماورايي نمي گردد ودر بروز زلزله و طوفان و سيل را به دنبال لواط كار بودن و ملهد بودن و كافر بودن افرادي كه آن حادثه هست و نيستشان را از دست داده اند نمي گردد . انسان هزاره سوم فارغ از هر دين و نژاد و رنگ و مسلك و يا اختلافات احتمالي سياسي به كمك و ياري به نوع بشر مي انديشد و در اين راه اقدام مي كند .در سختي ها و مشكلات به فكر تصفيه حسابهاي سياسي نمي افتد و آنچه بيش از هر چيز ديگر براي او ارزش دارد جان انسانهاست .

در دنياي مذهب سال گذشته شاهد وفات پاپ ژان پل دوم رهبر مسيحيان جهان بود . رويداد تلخ ديگري كه البته در آن هم شاهد همدلي و همراهي تمامي جهان فارغ از هر دين و مذهب در كنار يكديگر بوديم فلاشهاي عكاسان و فيلمبرداران مراسم تدفين پاپ روساي جمهور كشورهايي را در نزديكي يكديگر نشان داد كه در عالم سياست در دو سوي مخالف هم ايستاده اند !! پاپ سفارش كننده به صلح و دوستي و انسانيت بود و در مراسم تدفين او حداقل براي ساعاتي كوتاه صلح جهاني بر قرار بود و تمامي سياستمداران و رهبران جهان را در كنار يكديگر مشاهده كرديم .

سال 2005 مرگهاي ديگري را نيز شاهد بود . ملك فهد پادشاه عربستان نيز از دنيا رفت تا وليعهد عربستان كه نزديك بود آرزوي پادشاهي را به گور ببرد بالاخره ناكام از دنيا نرود . مرگ ديكتاتورها خيلي ها را خوشحال مي كند !

در اين سال جهان شاهد محاكمه ديكتاتور ديگري نيز بود . سردار قادسيه !؟ صدام حسين تكريتي با محاكمه اي كه گويا در سال جديد نيز ادامه خواهد داشت!؟؟

در آلمان نخستين صدر اعظم زن در تاريخ اين كشور به منصب صدارت نشست . آنجلا مركر ! تا نژاد ژرمن صدارت زنان را نيز در تاريخ جهان ثبت كند .

ضرب المثلي ايراني مي گويد : هر چه سنگه جلوي پاي لنگه !؟ كشور هاي جهان سوم همچنان با بدبختي دست به گريبانند . قحطي در سودان / درگيري در توگو / عملياتهاي انتحاري در عراق و افغانستان و ديگر كشورها و هزار و يك بدبختي ديگر همچنان در جهاني كه محكوم به سوم بودن است ادامه دارد . آزادي بيان / حقوق زنان /قاچاق كودكان و ....

ترور رفيق حريري در لبنان باعث رسوايي سوري ها در عرصه سياست خارجي بود و قبل از آن تحليف بوش و وزارت كاندوليزا رايس اعلان جنگ پدر خوانده به كشورهاي فضول !

جوك سياسي سال 2005 شايد اين قصه بود كه رايس در دوران دانشجويي ( رايس دانش آموخته رشته تاريخ / گرايش ملل شرق است ! ) عاشق دانشجويي ايراني مي شود و چون ايراني كذايي در خواست ازدواج با رايس را نمي پذيرد رايس هم از ايراني ها متنفر مي شود !؟؟

آنفولانزاي مرغي مصيبت جهاني ديگري بود كه در آغاز فصل مهاجرت پرندگان باعث هراس مردم شد و بهداشت جهاني وقت و هزينه بسياري براي كنترل آن مصروف نمود .

در عرصه ورزش انتخاب و سپس قرعه كشي بازيهاي جام جهاني 2006 آلمان شايد مهمترين رويداد بود و خود جام جهاني هم بدون ترديد مهمترين رويداد سال جديد در عرصه ورزشي خواهد بود .

در عرصه علوم نيز جهان در اين سال گام هاي بلندي برداشت . اكتشافات و اختراعات و تحقيقات فراوان و اعجاز بيو تكنولوژي انسان هزاره سوم را در نيل به ابر انسان اميد وار تر نمود . انساني كه روزي با يك سرماخوردگي ميمرد امروز با ايجاد بانك هاي خوني و سلولهاي بنيادي براي هرفرد ذخيره و كيميايي ايجاد مي كند كه شايد در آينده اي نه چندان دور اسطوره هايي همچون عمر نوح در تاريخ تكرار شوند !

در ادامه سالهاي قبل فناوري و ارتباطات اعجاز دهكده جهاني را بوجود آورده است به گونه اي كه امروز فردي در شهري كوچك با انساني آنسوي كره خاك در صدم ثانيه اي ارتباط دارد و حرفهاي دلشان را به هم مي گويند .اعجازي كه ديگر با سانسور و تهديد و تحديد قابل كنترل نيست!!

جهان و جهانيان در راه رفاه و آزادي و آسايش گام بر مي دارد . بدون شك در دنباله پيشروان كاروان جهان در اين حركت تاريخي جهانيان درجه دوم و سوم و چهارمي هم وجود دارند كه با فاصله هايي كم و زياد از قافله رو به پيشرفت جهان همچنان با استبداد و استعمار نوين و با جهل و عقب ماندگي دست و پنجه نرم مي كنند اما ارتباطات به تمامي جهانيان اين فرصت را مي دهد كه در زمينه دانايي و علم فاصله ها را به حد اقل برسانند و بدون شك عنصر دانايي يگانه معجوني است كه بازماندگان در ماراتن پيشرفت و ترقي مي توانند با آن دوپينگي مجاز كنند و فاصله خود را با جهان پيشرو كم نمايند !

سال 2006 نيز بدون شك حوادث تلخ و شيرين زيادي در دل خود دارد و آرزوي شادي و شاد زيستن براي نوع بشر بالاترين آرزويي است كه در اين سال مي توانيم از درگاه پروردگار بزرگ داشته باشيم.

پروردگارا در اين سال بهترين ها را براي فرزندان آدم مقرر گردان . آمين

 

  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 12:45  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

ارگ بم / بادمجان بم / خانه هاي بم !!

اشاره : روزسه شنبه هفته گذشته/ ششم ديماه خبر زلزله لالي در حومه مسجدسليمان را در حالي شنيديم كه روز قبل از آن دومين سالگرد زلزله بم بود . لالي يكي از بخش هاي سابق شهرستان مسجدسليمان است كه به تازگي خود به شهر تبديل شده و حدود نود هزار نفر جمعيت البته عمدتا روستانشين دارد و خدا را شكركه زلزله پنج ريشتري در آنجا تلفاتي بهمراه نداشت . ما با زلزله غريبه نيستيم . زلزله درد مشترك مسجدسليمان و مناطق همجوارآن با بم است و آنچه را ديگران از زلزله مهيب بم شنيدند مردم مسجدسليمان در همان ايام و به فاصله كمي بعد از زلزله بم با لرزش زمين زير پايشان احساس كردند . زمستان 82 مردم مسجدسليمان نيز همچون بمي ها در چادر روزگار گذراندند . شايع شد كه چندين تريلي پارچه مخصوص كفن در مسجدسليمان مهيا شد !؟ اردوگاههايي نيز ايجاد گرديد . يكي گفت پس لرزه هاي بم است . يكي گفت آزمايش هسته اي است ! و خلاصه هر كس چيزي گفت . مرگ اگر هم سخت باشد اما ازبه انتظار مرگ نشستن مطمئنا آسان تر است و مردم مسجدسليمان اگر نمردند اما انتظار مردن آنها را هر شب كشت و زنده كرد !! زلزله درد مشترك ما با بمي ها بود و يادداشتي كه با هم مي خوانيم حاصل يكي از همان شبهاي به انتظار زلزله نشستن زير نور فانوس در حياط خانه اي در بي بي يان مسجدسليمان است . كسي چه مي داند شايد هم روزي كسي زير نور فانوس بياد مسجدسليمان چيزي نوشت !

بادمجان بم آفت ندارد اما خانه هاي بم آفت زده بودند كه چهل و دو هزار انسان بي گناه را زير آوار خود مدفون كردند ! بادمجان بم آفت ندارد اما سرزمين بم آفت زده بود كه هزاران طفل بيگناه هزاران تازه عروس و تازه داماد و هزاران پير و جوان را شامگاهان به رقص مرگ در آورد . پيش از آن ما از بم چه مي دانستيم جز بادمجان بم / خرماي بم و ارگ بم پيش از آن ما چه مي دانستيم كه بم هم مانند مسجدسليمان روي خط زلزله است به تاريخ خود مي باليديم با ارگ بم اين بزرگترين بناي خشتي جهان .

يادمان داده بودند كه اگر نام بم را بصورت خلاصه بهمن بدانيم تاريخ آن سر به اساطير خواهد كشيد . خوانده بوديم كه از روزگاران بسيار قديم ابتدا جيرفت و سپس بم محل عبور كاروانهاي فراواني بودند كه كالاهاي نفيس هندوستان و درياي هند را به داخل ايران و سپس به غرب آسيا و اروپا مي بردند . راه ادويه ! و بم و جيرفت از رهگذر مسير تجارت جهاني موسوم به راه ادويهخ به اوج رونق و شكوه رسيده بودند .ارگ بم همچون يك كشتي بزرگ با 2 و 3 كيلومتر طول و عرض بر فراز صخره هاي سنگي قرن ها و هزاره هاي بسيار نگهبان و ناظر راه ادويه بود .افسانه هفتواد به ما گفته بود كه دختران هفتواد در قلعه بم يك كرم را تربيت كرده بودند و به بركت آن كرم روزانه دهها برابر ديگران ريسندگي و بافندگي مي كردند و از اين راه ثروتمند شده بودند . تاريخ بم و سرگذشت ارگ بم در طي چندين هزار سال مستقيما با تاريخ سيستان و واژه پر رمز و راز سيستان گره خورده بود و در ادامه تاريخ نيز ديده بوديم كه در پايان دوران صفويه و هجوم افغانها نيز بم در مقابل محمود افغان مقاومت كرده بود و افغانها ناتوان از تصرف كوتوال قلعه بم به تصرف آبادي هاي اطراف بسنده كرده بودند...

در طول تاريخ سراسر تهاجم و غارت نواحي شرقي ايران قلعه بم افتخار روح ايراني در مقاومت و تسخير ناپذيري بود و امروز بعد از مقاومت در برابر تمام آن مهاجمان ارگ بم بر جاي خور فرو ريخت و ديوارهاي خشتي آن كه اسرار فراواني از تاريخ را در خود داشتند باز شدند و راز ديگري را بر ملا كردند . قرار دادن جسد اطفال در لاي ديوارها!!

زلزله بم چيزهاي ديگري را نيز آشكار كرد . به فاصله كمي از زلزله بم در سرزمين كفر و الهاد امريكاي خونخوار جنايتكار فلان فلان نيز زلزله اي آمد و گفتند تنها دو نفر كشته شدند !! تازه يكي از ايشان نيز سكته كرده بود !

در ژاپن كافر نشين نيز كه هنوز برخي ها بت مي پرستند زلزله اي قويتر آمد اما آمار كشته شدگان به نسبت جمعيت شهري كه در آن زلزله آمده بود بسيار ناچيز بود !؟ و ما ساكنان سرزمين امام زمان از خود مي پرسيديم چرا آنها مثل ما نمي ميرند ؟؟چرا خانه هاي آنها روي سرشان خراب نمي شود ... چرا...؟!

بم خراب است و بمي ها مدفون و ما مسجدسليماني ها زير چادر هاي اهدايي هلال احمر و كميته امداد در انتظار مرگ . از معماري خاص نواحي زلزله خيز و مهندسي زلزله و مديريت و بحران نيز خبري نيست . خوش به حال مادر بزرگم که مي گويد در امتحان الهي تسليم باش! خدا تمامي رفتگان بم را بيامرزد.زمستان ۸۲/بی بی یان/حیاط خانه /زیر چادر!؟

 

  نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 13:2  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
 

خوزستان شناسی

هفتکل دومین شهر نفتی خاورمیانه

 

یکی از مناطق صنعتی خوزستان شهری است بنام هفتکل که جایگاه مهمی در تاریخ صنعتی ایران به خود اختصاص داده است . متن زیر معرفی نامه کوتاهی است در خصوص این شهر زیبا و تاریخی که علیرغم بیمهری های مسئولین مردمی خونگرم و با اصالت دارد .

در جنوب شرقي مسجدسليمان مهد صنعت نفت خاورميانهميدان نفتي ديگري به نام هفتكل وجود دارد كه هر چند بيست سال پس از مسجدسليمان كشف شد اما در مدت كوتاهي به بزرگترين توليد كننده در بين ميادين نفتي ايران تبديل شد و پس از مسجدسليمان دومين شهر نفتخيز ايران و خاورميانه لقب گرفت.

هفتكل و حومه آن پيش از پيدايش نفت نيز مورد توجه بوده و يكي از جذابترين مناطق قشلاقي عشاير كوچرو قشقايي و بختياري محسوب ميشد. دشتهاي سرسبز اين منطقه در فصل زمستان و رونق كشاورزي را در پي داشته بگونه‌اي كه بهار آكنده از گلهاي وحشي بود. عبور رود زرداز مجاورت هفتگل زمينهاي اطراف اين شد هنوز هم زير كشت برنج ميرود. آثار به جاي مانده از سدهاي سنگي با ملات آهكي حكايت از دانش آبخيزداري از گذشتههاي دور در اين منطقه دارد و هر چند « هفتگل» با كشف نفت شهرت يافته اما قبل از آن نيز به عنوان منطقه قشلاقي مورد توجه بوده است.

« كِل »در گويش محلي به علامت و نشانهاي كه با سنگچين كردن مشخص شود، اطلاق ميگردد و هفتكل نام خود را از هفت نشانه سنگي گرفته است كه به روايتي تني چند از سلحشوران اين منطقه بر هفت گور دشمنان يا متعرضين به خود بنا نهاده‌اند.

در خصوص هفتكل در جلد سوم جغرافياي مفصل ايران آمده است : شركت نفت انگليس و ايران توجه خود را به معادن مسجدسليمان محدود نساخت بلكه به اكتشاف و كاوش در جزيره قشم، دهلران و چند نقطه ديگر از جمله هفتكل در سي و پنج مايلي جنوب شرقي مسجدسليمان پرداخت و در سال 1928 ميلادي به حوزه نفتي عظيمي دست يافت كه داراي مخازن طبيعي قابل توجهي بود.

نكته جالب توجه در خصوص هفتكل اينكه از نظر مختصات فني سازند و مخزن نفتي آن همنام كوه سر به فلك كشيده آسمارياست كه در مسير مسجدسليمان به هفتكل واقع شده است.

«سازند آسماري» يكي از عظيمترين قشرها يا كوهانهاي نفتي در ايران است و علت نامگذاري اين سازند به نام آسماري، نوع سنگي است كه در هر دو محل (كوه آسماري و مخزن نفتي) مشترك ميباشد. پس از نصب تجهيزات صنعتي و عملياتي، هفتكل براي سالها بزرگترين توليد كننده نفت در ايران بود و از بيست و پنج حلقه چاه آن هر ساله ميليونها تُن نفت استخراج ميشد. از زمان كشف نفت در اين منطقه تا سال 1340 بيش از يكصد و سي ميليون تُن نفت از هفتكل استخراج شد. البته از مهرماه سال 1333 پس از استقرار كنسرسيوم در اين منطقه، پس از ميادين نفتي جديد آغاجاري و ميدان كهنسال مسجدسليمان در رديف سوم قرار گرفت كه اين امر ناشي از كاهش فشار مخزن هفتكل بود.

با ادامه بهرهبرداري و كاهش فشار مخزن هفتكل، در سال 1346 اين منطقه پس از ميادين آغاجاري، گچساران، مارون، اهواز و كرنج در رديف ششم توليد نفت قرار گرفت. به همان ميزان كه توليد نفت در هفتكل كاهش مييافت، شادابي و نشاط شهر نيز كمتر ميشد. و مهاجرت رونق مي‌گرفت، بدين ترتيب هفتكل در مدت كوتاهي به شهري متروك تبديل شد.

هر چند با برنامهريزي عمليات تزريق گاز در ميدان هفتكل كه از تيرماه 1355 با تأمين گاز مورد نياز از كلاهك گازي ميدان نفت سفيد (ميدان همجوار با هفتكل) توليد نفت از هفتكل استمرار يافت، اما اين مقدار توليد نتوانست در سال 1358 جايگاهي بهتر از رديف بيستم را در بين 23 منطقه فعال نفتي ايران براي هفتكل به ارمغان بياورد.

هم اكنون نيز توليد نفت در ميدان نفتي هفتكل به صورت زير مجموعه شركت بهره برداري نفت و گاز مسجدسليمان با استفاده از روش تزريق گاز ادامه دارد و نام هفتكل همچنان در صنعت نفت ايران، زنده است.

امروز هفتكل با ساكنان مهربان و خونگرم منطقهايست كه با ديدن آن ميتوان سير تاريخ صنعت نفت را از آغاز تا كنون مشاهده كرد و حتي اگر روزي ذخيره نفتي نداشته باشد ميتواند به عنوان موزهاي از تجهيزات و تاريخ صنعت نفت مورد توجه باشد. هفتكل به قدمت تاريخ نفت در اين سرزمين استوار باقي مانده است.

 

  نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 12:34  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

فراخوان

همايش بزرگداشت داراب افسر بختياري

اشاره : دوستان ما در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان مسجدسليمان در تدارك همايشي براي بزرگداشت داراب افسر بختياري شاعر فقيد ايران هستندكه اخبار آن در پستهاي گذشته نيز به اطلاع عزيزان رسيده است . به درخواست ايشان اكنون فراخوان اصلي همايش جهت اطلاع و شركت علاقمندان نيز از طريق اين وبلاگ منتشر مي گردد .

اداره فرهنگ وارشاداسلامي شهرستان مسجدسليمان ، باهمكاري اداره كل فرهنگ وارشاداسلامي استان خوزستان بمنظور توجه به فرهنگ بومي ، ارج گذاري به خدمات ارزنده اهالي انديشه و قلم در مسير پويايي فرهنگ غني بختياري و پاسداشت يك عمر تلاش و فعاليت مستمر در حوزه ادبيات و فرهنگ برگزارمي كند


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 13:57  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM