تبليغاتX
ایران- خوزستان - مسجدسلیمان
 
وبلاگ فرشید خدادادیان
 

28 مرداد 1332و نقش عوامل داخلي در آن !

 

آخرين روزهاي مرداد ماه هر سال ياد آور حكايت تلخ و كودتايي است كه آمريكا و انگليس نه بر عليه دولت دكتر مصدق بلكه بر عليه ملت ايران انجام دادند و منافع اقتصادي خود را به هزينه بدنامي در سطح افكار عمومي جهان خريدند !

خاطره پنجاه چند ساله ملت ايران مانع از اين نمي شود كه تمام مصائب و مشكلاتي را كه سرنگوني دولت ملي مصدق براي ايران و ايراني داشت فراموش نمايد و ما ايرانيان مارگزيده استعمار حق داريم پس از اين نيم قرن سپري شده همچنان از ريسمان سياه و سفيد آمريكا و انگليسي در هراس باشيم !

از ملي شدن نفت در بيست و نهم اسفند ماه سال بيست و نه شمسي تا مرداد ماه سال سي و دو انگليس و آمريكا همواره در حال عقب نشيني و پرداخت هزينه بودند آنها علاقه اي به ايران و ايراني نداشتند آنها نفت ميخواستند و براي كسب مجدد آن راههاي متفاوتي از تهديد نظامي تا رايزني و مذاكره را امتحان كردند و پس از ناكامي از تمام اين موارد از درون به ايران حمله كردند و با استفاده از نارضايتي ناشي از تحريم اقتصادي در داخل و بين افكار عمومي و سرمايه گذاري روي طيف لمپن جامعه ايران و انشقاق بين ملي گرايان و مذهبيون به مقصود خود رسيدند !

در خصوص كودتاي 28 مرداد سخن بسيار گفته شده است اما نكته ظريفي كه مي توانيم در اين مجال كوتاه بدان بپردازيم ، دلايل داخلي موفقيت كودتا است مسئله اي كه گاهي اوقات عمدا يا سهوا از آن مي گذاريم !

 توطئه آمريكا و انگليس از بدو پيروزي نهضت ملي وجود داشته اما موفقيتي در پي نداشته تهدید نظامي انگلستان به اشتغال مناطق نفت خيز و مظلوم نمایی در دادگاه لاهه را مصدق پيشواي آزادي ايران با زير سوال بردن صلاحيت دادگاه مذكور براي داوري بين يك كشور با يك كشور خارجي ناكام گذارد ! ماموريت هاي اورل هريمن و لرد استوكس آمريكايي و انگليسي با برخورد قاطعانه دولت ايران ناكام ماند و استعمارگران سرانجام در تابستان سال سي مجبور به ترك ايران شدند .علاوه بر ناكامي استعمار خارجي ، استبدادداخلي نيز نتوانست اراده ملي ايرانيان را سركوب نمايد سي تير سال 133۱ محمد رضا شاه پهلوي را مجبور نمود به خواست ملي تن دهد .

اما چگونه شد كه كمتر از يك سال از قايم سي تيرزمزمه هاي سرنگوني و تعويض مصدق آغاز مي شود و نهايتا در مرداد 32 واقعيت عيني مي يابد ! ؟

بر اساس منطق هزينه – فايده ، آمريكا و انگليس به قيمت ننگ و بي آبرويي سياسي آينده اقتصادي خود را تضمين نمودند و اين امر نشانگر اهميت و عظمت تهديدي است كه غرب آن را احساس نمود و حاضر به پرداخت بهاي سنگين آن شده بود !

اما حتي با چنين برنامه ريزي مدوني ، چنانچه نبودند شعبان بي مخ ها و ديگر قداره كشان و چنانچه نبودند شمس قنات آبادي ها و ديگر جموداند يشان سنتي كه به نام مذهب زمينه را براي سلطه مجدد انگليس فراهم نمودند !

چنانچه نبودند امثال برادران رشيديان كه با پول همه كار كردند و چنانچه چندين و چند عوامل داخلي نبود عمر دولت ملي ايران به مراتب بيشتر از آن چيزي بود كه در تاريخ مي خوانيم !

سكوت مرموز اتحاد شوروي نيز توسط عوامل ايشان در داخل كشور تلافي مي شود و مجموعه این عوامل پايه ها را از درون نابود مي كرد .

فعاليت گسترده حزب توده و دفاع از منافع توسعه طلبانه روس ها در ايران بهمراه تبليغات وسيع و بزرگنمايي قدرت حزب توده توسط عوامل مرموز و رسانه هاي وابسته ، تقويت ترس سنتي افكار عمومي از كمونيسم بهمراه تعهد دكتر مصدق به جامه چند صدايي و آزادي بيان باعث سوء تفاهم جماعت مذهبي مبني بر حمايت مصدق از توده اي ها و گرايش وي به شوروي شد ! و هزينه جدايي ملي گرايان و مذهبيون شامگاه 28 مرداد بود كه يكباره شعاري هاي زنده باد مصدق دو ساله ايرانيان بر عليه او تغيير يافت ! ؟

دوران دو سال و چند ماهه حكومت دكتر مصدق (( با قبول برخي اشتباهات وي در عرصه سياسي )) بهر حال خاطره تاريخي اين ملت است . و تمريني كه در راه دشوار استقرار دموكراسي به انجام رسيده است اما مهم بهره امروز و چشم انداز فرداي ما با استناد به اين حافظه تاريخي است. امروزه آمريكا و انگليس از يك سو با منطق گسترش دموكراسي حضور خود ار در خاورميانه توجبه مي كنند و از سوي ديگر به صراحت خواستار تامين امنيت عرضه نفت ارزان خليج فارس هستند حال آنكه چنانچه دموكراسي واقعي ( ونه نمايشی !) صورت پذيرد مسلما منافع ملي تعيين كننده نبض بازار نفت خواهد بود و اين دو با هم منافات دارد يعني دموكراسي مورد خواست امريكا و انگليس نيز نمايشي براي سرپوش گذاران بر مسئله مهم تري بنام منابع نفتي است !؟وعجبا كه نفت هنوز اهميت خود را حفظ نموده است ! و مي بينيم كه دموكراسي هم در اينجا بعنوان يك عامل اثر گذار در قيمت نفت ايفاي نقش مي كند !

اگر اقتصاد بدون نفت دكتر مصدق با كودتا روبرو نمي شد ثروت نفت و بهره برداري صيانتي از آن مي توانست بعنوان اقتصاد مكمل در كنار اقتصاد بدون نفت ما را حتي از ژاپن امروز نيز جلوتر بيندازد اما افسوس كه نشد !

علاوه بر دقت در حرف و حديث امروز امريكا و انگليسي در منطقه در عرصه داخلی نيز نكته ظريفي كه شايسته دقت و توجه است استفاده يك جانبه قدرت حاكم از داستان كودتاي 28 مرداد است نگاه رسمي در حالي آمريكا را جهت كودتاي 28 مرداد تخطئه مي نمايد و كودتاي 28 مرداد را سند رسوايي و جنايت آمريكا معرفي مي كند كه خود نيز اعتقاد چنداني به دولت مصدق و نام و مرام مصدق و ملي گرايي و وطن دوستي او ندارد ! ؟

اگر كودتاي 28 مرداد ننگين و مجريان و آمران انگليسي و آمريكايي آن جنايت كار بودند پس دولت ملي مصدق مفيد بوده و نبايد آن را ناديده گرفت بگذريم از اينكه حتي كودتاي 28 مرداد نيز جز با همكاري عوامل داخلي ميسر نبود ! با تمام اين اوصاف نام دكتر مصدق در تاريخ اين سرزمين غير قابل انكار است .

از نظر منبع شناسي در مورد داقعه كودتاي 28 مرداد آثار متعددي به چاپ رسيده است اما يكي از جديدترين و به نوعي مهمترين اين آثار مجموعه اسنادي است كه به كوشش دكتر احمد علي رجايي و همسر با فرهنگ شان خانم مهين سروري تحت عنوان : اسناد سخن مي گويند به چاپ رسيده اين كتاب دو جلدي كه به ارائه جديدترين اسناد دولت ايالات متحده در مورد كودتاي 28 مرداد مي پردازد توسط انتشارات قلم به چاپ رسيده و نوبت چاپ اول آن تاريخ 1383 را برخورد دارد.

 كودتاي 28 مرداد سرنگوني ظاهري دولت ملي ايران بود اما روح ملی گرايي ايراني با هيچ كودتاو استبدادي از بين نمي رود و تاريخ اين را ثابت نموده است .

 

منابع :

 استفن كينزر : همه مردان شاه ترجمه حسن ( رضا ) بليغ 1382 تهران دانشگران

احمد علي ، رجايي : اسناد سخن مي گويند 2 جلدي 1383 تهران / قلم

لطف الله ميثمي : علت اصلي كودتا ( مقاله ذر نشريه چشم انداز ايران / تير و مرداد 1384 )

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 16:27  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

سالروز تولد امام علی علیه السلام اسوه آزادی خواهی / عدالت و برابری بر تمامی انسانها از هر دین و رنگ و مذهب و مسلک مبارک و روز پدر بر تمامی پدران سخت کوش خصوصا پدران معنوی جامعه بشریت گرامی باد .

  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 11:9  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
و روزی بنام خبر نگار ...

انتخاب یک روز برای خبر نگاران در شرایط و زمانه ای که این قشر کمترین امنیت شغلی را در عین دادن بیشترین هزینه ها دارند باز هم غنیمت است .

این روز اما  روز زهرا کاظمی / روز اکبر گنجی و روز خیلی های دیگر نیز هست که شاید حاکمیت رسمی تمایلی به بودن حتی نام آنها نداشته باشد.

روز خبرنگار بهانه ایست برای یاد آوری نام بزرگ مرد مطبوعات ایران و شهید راه قلم حسین فاطمی که تفاوت روزنامه نویسی با روزی نامه نویسی را برای آیندگان خود به یادگار نهاد!؟

در خصوص حسین فاطمی مطلب کتاب و مقاله فراوان است اما یکی از بهترین آنها مصاحبه ایست که یکی از سایت های آزادی خواه با آقای حسین شاه حسینی انجام داده ودر سایت آقای میثمی قابل رویت است .

روزخبر نگار بر تمامی فعالان صادق این حرفه گرامی باد.

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 19:16  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

جيكاك

 

نام جيكاك براي مردم مناطق نفت خيز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسليماني ها  و عشاير بختياري نامي آشناست . نامي كه به نمادي در نيرنگ و حيله گري آنهم از نوع انگليسي تبديل شده و حتي امروز نيز معمولاً به كساني كه به نيرنگ و مكر و حيله و البته سياستمداري از نوع خاص كلمه مشهورند لقب جيكاك مي دهند !

گزافه نگفته ايم چنانچه بيان كنيم لقب جيكاك حتي تا امروز ضرب المثلي است براي معرفي كردن افراد حقه باز و در عين حال زرنگ !

اما جيكاك كه بود ؟! و از چه زماني وارد  تاريخ و فرهنگ ما شد؟ مراجعه به پيشينيان در قيد حيات كه بعضاً خاطراتي از اين انگليسي سرشناس دارند ، بهترين راه براي شناخت اوست . اما در اين متن كوتاه علاوه بر ذكر مواردي از جالب ترين حكايت هاي جيكاك ، نقش واقعي وي در تثبيت موقعيت شركت نفت انگليس و ايران نيز بررسي شود .

مي دانيم كه انگليس علاوه بر اقدامات ديپلماتيك ، كارشناسان سياسي خبره اي نيز در مناطق حوزه فعاليت هاي خود داشت تا تمامي جوانب امنيتي فعاليت هاي اقتصادي خود را تامين نمايد . شروع اين پروژه يعني حضور افراد خاص در مناطق عملياتي با حضور دكتر يانگ بود كه شايد زماني به ماجراهاي وي نيز بپردازيم و تداوم اين پروژه با اقدامات مستر جيكاك معروف بود .

جيكاك با توجه به استعداد خارق العاده خود در يادگيري زبان در مدت بسيار كوتاهي توانست زبان فارسي و از آن مهم تر گويش بختياري را همچون زبان مادري خود يادبگيرد . به حدي كه تشخيص او از غير بختياري ها بسيار مشكل بود . خصوصاً اينكه با شگرد هاي خاص تفاوت ظاهري و فيزيكي خود را نيز بوسيله گريم هاي مداوم ،  تفاوت چهره  خود را با چهره بختياري ها با حداقل مي رساند و البته چنانچه حكايت مي كنند آنقدر بر زبان و گويش و تاريخ و فرهنگ بختياري مسلط بود كه چنانچه كسي نيز مي خواست از ظاهر او به خارجي بودنش مشكوك شود با صحبت كردن و روبرو شدن با اطلاعات او يقين پيدا مي كردند كه وي بختياري است !

جيكاك علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمينه يادگيري و تطبيق با محيط برگ برنده ديگري نيز داشت و آن شوخ طبعي ذاتي وي بود !

اين فرد لباس بختياري مي پوشيد و در ميان عشاير و مردم موقعيت ويژه اي براي خود مهيا كرده بود .

در خصوص وي در كتاب شناخت عشاير ايران مي خوانيم :

اعزام كارشناسان انگليسي در ميان ايل هاي بختياري و قشقايي به منظور جاسوسي و كسب اطلاعات لازم بسيار قابل توجه بود به طوري كه هنوز سهم عده كثيري از افراد ايل بختياري درباره شخصي بنام جيكاك كه يكي از همين كارشناسان و جاسوسان بود صحبت مي كنند و خاطرات زيادي از وي دارند ( ايرج افشار صفحه 26 )

اين حكايات و خاطرات البته ناشي از سادگي و صداقت زياد ساكنين محلي نيز بوده اما  بهر حال نمونه هاي جالب و شنيدني  اي دارند كه علاوه بر تاكيد  بر سادگي مردم و عشاير ، حيله گري و زرنگي اين مامور انگليسي را نيز مي رسانده ، تكيه ما بر مامور بودن جيكاك از اقدامات مهمي است كه وي در تثبيت موقعيت انگلستان داشته كه آخرين نمونه آن ترويج شعار معروفي است كه در آستانه ملي شدن نفت در مناطق نفت خيز و خصوصاً مسجدسليمان منتشر شد و مي گويند ساخته جيكاك بود  شعاري بدين مضمون كه : تو كه مهر علي من دلته نفت ملي سي چنته ؟

از ديگر حكايات جيكاك عصاي معروف است كه با آن معجزه مي كرد و وقتي آنرا به بدن كسي مي زد به آن شوك عجيبي منتقل مي شد و آن را از كرامات خود مي دانست ! جيكاك مدعي بود عصاي او بهترين وسيله براي تشخيص حلال زاده بودن افراد است و با همين شگرد بسياري از كساني را كه به دليل مختلف مي خواست از وجهه اجتماعي و قدرت بيندازد ، تخريب مي كرد !

بعد ها فاش شد كه در عصاي معجزه آساي مستر جيكاك جز يك پيل خشك الكتريكي و يك مدار ضعيف انتقال برق هيچ چيز وجود نداشته و جريان ضعيف برق باعث انتقال شوك الكتريكي به افراد نگون بختي مي شده كه مستر جيكاك هنگام تماس عصا با آنها ، دكمه وصل جريان را فشار مي داده !!

از ديگر شگرد هاي جيكاك سوزاندن ريش افراد بوده است !.

مي گويند: در مجلسي او حاضران را دروغگو معرفي مي كرد و هنگامي كه قرار بر اثبات شد كبريتي روشن كرد و گفت هر كس راست بگويد اين كبريت ريشش را نمي سوزاند. اول كبريت را به ريش خود گرفت كه نسوخت سپس ريش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند . به آنها قبولاند كه دروغ گفته اند  و البته بعد ها مشخص شد كه ريش او مصنوعي و نسوز بود .

حكايتهايي از اين قبيل در مورد مستر جيكاك بسيار زياد است اما روي ديگر جيكاك شخصيت اصلي وي بود كه همانا ماموري زرنگ و كار آزموده در زمينه جاسوسي و تامين امنيت منطقه مورد چپاول انگليسي ها بود . جيكاك مامور ويژه سرويس جاسوسي انگلستان در زمان جنگ جهاني دوم فعال مايشاء خوزستان بود و هر كاري از او ساخته بود .

مرحوم مهراب اميري در ترجمه كتاب تاريخ سياسي اجتماعي بختياري پروفسور گارثويت وي را با دكتر يانگ در جنگ جهاني اول مقايسه مي كند مي نويسد :

وظايفي را كه دكتر يانگ در جنگ جهاني اول در ايران بر عهده داشت در خلال جنگ جهاني دوم به عهده جيكاك گذاشته شده بود . وي گاهي به بالاترين مقامات دولتي خوزستان توهين مي كرد و در صورت لزوم گاه تملق بعضي از روساي عشاير را مي نمود . ( تاريخ سياسي اجتماعي بختياري صفحه 229 )

جالب است كه بدانيم جيكاك به همان خوبي كه بختياري صحبت مي كرد به زبان عربي و فرهنگ اقوام عرب خوزستان نيز تسلط داشت و خصوصاً در قضيه اغتشاش اعراب در سالهاي 1321-1322 محرك اصلي بود !

مهراب اميري در ترجمه كتاب سابق الذكر به نقل از استاندار خوزستان آورده است : ديوان بيگي استاندار خوزستان در خاطرات خود مي نويسد هنگامي كه پسر خز عل به تحريك انگليسي ها اغتشاش و ناآرامي در خوزستان ايجاد كرده بود ، براي چاره جويي و رفع غائله مرتب با جيكاك كه تمام آتش ها زير سر او بود سروكار داشتيم . يك شب تلفني با خانه اش تماس گرفتم ، خود او گوشي را برداشت و پس از اينكه من خود را معرفي كردم جيكاك خودش را به جاي نوكرش معرفي كرد و با يك فارسي دست و پا شكسته گفت كه جيكاك بر اثر پر خوري بيمار شده و خوابيده است  ( همان كتاب ص 226 ) .

 بعد ها در جريان شورش ابوالقاسم خان و ماموريت مرتضي قلي خان صمصام براي دفع وي نيز جيكاك براي جلوگيري از گسترش نا امني به مناطق نفت خيز وارد عمل شد، آورده اند كه : روزي جيكاك در حضور  تمام سران و روساي طوايف بختياري با يك لحن تملق آميز خطاب به جمعيت در حالي كه به مرتضي قلي خان اشاره مي كرد گفت : حضرت اشرف ( يعني مرتضي قلي خان ) پدر من است ! و هر چه امر كند ما انگليسي ها انجام خواهيم داد !

بديهي است كه اصلي ترين وظيفه جيكاك تامين امنيت و منافع انگلستان در مناطق عملياتي بهره برداري نفت بود تا خطري منابع سرشار حاصله را تهديد ننمايد . جيكاك با شخصيت خاص خود به خوبي از عهده اين ماموريت برآمد و منابع كشورش را به قيمت بدنامي خود خريد ! جيكاك ضرب المثلي شد در حيله و فريب و نيرنگ و مهره اي بود از خيل چپاولگران سرزمين ها كه چهره واقعي خود را در پس شوخ طبعي و شيرين كاري مخفي نموده بود و البته امروز تبديل به نمادي در زرندگي و حيله گري در بين ماست ! پس مواظب جيكاك هاي امروز باشيم !؟

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 19:5  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

تغییر دولت

 کوتوله های سیاسی مسجدسلیمان و خوردن نان به نرخ روز !؟

معمولا همزمان با تغییر کابینه در هر نظام و حکومتی که دائیه دار دموکراسی و مردمسالاری است/ کارگزاران و فعالان سیاسی و اجرایی کابینه قبل جای خود را به افراد جدیدی می دهند که برنامه ها و اهداف دیگری برای اجرا دارند .

در مملکت ما البته هستند افرادی که قدرت انطباق خاصی با محیط های متفاوت دارند و با باد نماهایی برافراشته در حزب باد عضویت دارند و استاد تغییر موضع سریع و ناگهانی اند !

در مسجدسلیمان نیز از این قبیل افراد کم نداریم . در مثالی آشکار با شبهه اصلاح طلبان جالبی روبرو هستیم که همین چند وقت پیش و به مناسبت های مختلف عکسهایی با تقلید از خاتمی با پرچم ایران و انگشتر عقیقی در دست می گرفتند و در پوستر ها و نشریات منتشر می کردند و امروز بر تمام گذشته قلم بطلان می کشند !؟

کوتوله های سیاسی مسجدسلیمان با بهره مندی از توانایی شگفت خود در انطباق با محیط سهم خود را در خوان گسترانیده جدید می جویند و برخی از آنان نیز که به لطف دولت خاتمی مجالی برای عرض اندام و محلی برای انتشار افکار و نظرات خود بیدا نمودند با هراس از امکان از دست رفتن موقعیت خود حتی حاضرند ولینعمتان خود را قربانی کنند .

گفتمان کوتوله های سیاسی نیز به سرعت تغییر کرده است و اگر دیروز از دوم خرداد و اصلاح طلبی و یار دبستانی من می خواندند امروز سوم تیری شده اند و اصول گرا و زمزمه شان تصنیف جدیدی است که بر اساس شعر یار دبستانی من برای محمود احمدی نژاد ساخته شده است !؟

خلاصه ایها الناس اگر فردا با کوتوله های سیاسی روبرو شدید و حرفهای متفاوتی نسبت به گذشته از ایشان شنیدید زیاد متعجب نشوید که این توانایی آنها در خوردن نان به نرخ روز است و عجبا که معمولا نتیجه هم می گیرند !

به امید روزی که همشهریان ما به آن درجه از شناخت و آگاهی برسند که در هر انتخاب و انتصابی بازیچه ایشان نباشند و خدا را شکر که بر جای حق نشسته است و این کوتوله ها هیچوقت بزرگ نمی شوند !؟

  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 13:39  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
 

اسامی کاندیدهای کابینه دولت جدید :

کمیسون های تخصصی 3 گانه ای که به محمود احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب برای انتخاب اعضای کابینه مشورت می دهند تاکنون افراد مختلفی را که از سوی گروهها و تشکلهای اصولگرا به رئیس جمهور معرفی شده اند مورد بررسی قرار داده اند.

به گزارش سایت خبری «فردا» اسامی نامزدهای احتمالی عضویت در کابینه آینده به شرح ذیل است. توضیح این نکته ضروری است که فهرست ذیل، اسامی تمامی افراد مطرح شده است و رایزنی برای معرفی حداکثر 3 نفر برای هر وزارتخانه به احمدی نژاد ادامه دارد.

یک منبع نزدیک به رئیس جمهور منتخب نیز به خبرنگار فردا گفت که احمدی نژاد اگرچه این سه کمیته را مامور بررسی نامزدهای عضویت در کابینه کرده اما احتمال آنکه در نهایت افراد دیگری را به مجلس معرفی کند زیاد است.


معاون اول رئيس جمهور:

داود دانش‌جعفري، علي لاريجاني، احمد توكلي، حسين فدايي

وزارت علوم:

اعتمادی، علیرضا علی احمدی، سهراب پو،ر سليماني، درويش‌زاده، كبكانيان، سقائيان‌نژاد، زارعي، نديمي (رئیس دانشگاه شهید بهشتی)، مخبر

وزارت ارشاد:

حسين صفارهرندي، عليرضا مختارپور، مهدي بيادي، حسين محمدي، جواد شمقدري، عليرضا سجادپور، رحيم مشاعي، سعيدي رجبي فروتن، مهندس واعظي، مجتبي رحماندوست، علي دارابي. (صفار هرندی به دلایلی نپذیرفته و حضور وی در این سمت منتفی است)

وزارت بهداشت:

دكتر عين‌الهي (چشم ‌پزشك)، دكتر علمداري (مديركل اورژانس)، دكتر محمد صادقي (عضو هيات رئيسه مجلس)، دكتر صدر (رئيس سازمان نظام پزشكي)، دكتر طريقت (چشم‌پزشك)، دكتر لنكراني (رئيس يكي از بيمارستانهاي شيراز)، دكتر مرضيه وحيد دستجردي، دكتر مسعود خاتمي.

رئیس سازمان مديريت:

دكتر فرهاد رهبر (استاد دانشگاه تهران)،احمد توكلي، حسن سبحاني، داود دانش‌جعفري. (شانس رهبر بیش از دیگران است)

وزارت اقتصاد و دارايي:

داود دانش‌جعفري، الياس نادران، طهماسب مظاهري ، پرويز داودي.

رئیس بانك مركزي:

ابراهيم شيباني، پرويز داودي، شرافت (شانس شیبانی از دیگران بیشتر است)

رئیس سازمان انرژي اتمي:

محمد سعيدي، علي‌اكبر صالحي.

رئیس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری:

علي عسگري، علي كردان، اكبر نبوي.

رئیس سازمان تربيت‌بدني:

محمد دادكان، رسول خادم، آجرلو، درخشان.

رئیس بنياد شهيد و ايثارگران:

حسین دهقان، عليرضا زاكاني، سلطان‌پور.

رئیس سازمان ملي جوانان:

عليرضا پناهيان، محمدرضا زائري، عبدالحسين روح‌الاميني.

مشاور امور زنان:

فاطمه آليا، سليحي (لبافي‌نژاد)، مرضيه وحيد دستجردي، فاطمه آجرلو، سويزي، دكتر طيب‌زاده، فاطمه رهبر.

وزارت دادگستري:

محسن اسماعيلي، ابراهيم عزيزي.

وزارت تعاون:

شم‌آبادي، صبوري، رضاخواه.

وزارت امور خارجه:

علي لاريجاني، محمد سرافراز، حسين شيخ‌الاسلام.

وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات:

كهزادي (معاون فني سازمان صدا و سيما)، مهدی صفري، ملكي تبار، شريف بختيار، مهدي ناظمي، محمدخاني، زارعي.

وزارت راه‌ و ترابري:

قاليباف، صادق افشار، علي‌آبادي (معاون شهرداري)، محمد رحمتي، رشيديان.

وزارت دفاع:

قاليباف، محمد باقرذوالقدر، وحيد دستجردي، حسين تاش، وحيدي، احمديان.

وزارت كشور:

ذوالقدر، سيداحمد موسوي (نماينده اهواز)، تقوي، جهرمي، حسين فدايي، سردار نجات.

وزارت نيرو:

حسن خاموشي، شاطرزاده.

وزارت كار:

فروزنده (قائم مقام مركز پژوهش‌ها). بوربور، علي احمدي، سيدمهدي آقاپور، سيدجواد نجم‌الديني، ديوان دري، مبيني دهكردي.

وزارت آموزش و پرورش:

علي‌اكبري، هراتي، فرشيدي، خاموشي (سازمان تبليغات)، تقي‌پور، علي لاريجاني، حاجي‌بابايي، اشعري، روح‌الله عالمي.(حضور لاریجانی و علی اکبری منتفی شده است)

وزارت رفاه و تامين اجتماعي:

دكتر ديوان دري (رئيس گروه مديريت بازرگاني دانشگاه تهران)، دكتر مبينی (دبيركميسيون اقتصادی مجمع تشخیص)، دكتر دهمرده (رئيس دانشگاه سيستان و بلوچستان)، قاليباف، زاكاني.

وزارت جهاد كشاورزي:

دانش جعفري، شم‌آبادي، صفايي، بني‌هاشم (شهردار مشهد).(شانس دانش جعفری بیشتر است)

وزارت صنايع: عليرضا علي‌احمدي.

وزارت اطلاعات:

غلامحسین محسنی اژه ای، مصطفی پورمحمدي، ابراهیم رئيسي، حسن تائب، مهدي تائب، رمضاني (حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي)، روح‌الله حسينيان.(شانس اژه ای از دیگران بیشتر است)

وزارت نفت:

بهشتيان، طهماسبي (مدير مركز پژوهشهاي مجلس)، كهزادي، مهدی صفري (نماینده ایران در درياي خزر)، سلطانپور، كراچيان.


سخنگوی دولت: حسین صفار هرندي، علي دارابي.(حضور صفار هرندی تقریبا قطعی شده است)

رئيس نهاد ریاست جمهوری: غلامحسین الهام( وی در این سمت آغاز بکار کرده است)

 

 

 

 


 

  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 0:14  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

خداحافظ خاتمي!

اصلاحات هم بهاري بود و بگذشت

محمد خاتمي در حالي با كرسي رياست جمهوري خدا حافظي ميكند كه اگر چه رهبري اصلاحات را بر عهده داشت اما در بعضي اوقات خود از قافله اصلاحات عقب ماند !

در اين روزها و ساعتها حتي آنها كه بزرگترين سنگ ها را جلوي پاي او گذاردند به تكريم و تجليل او مي پردازند و چون مطمئن هستند خاتمي ديگر وجود ندارد سبك بال و فارغ بال برايش آرزوي شادكامي و موفقيت البته در جايي ديگر مي كنند .

خاتمي قبل از اين كه انساني سياسي باشد فردي فرهنگي بود و تقيد او به اخلاق گاهي اوقات او را اصلاح طلبي محافظه كار !؟مي نمود ! و امروز خاتمي رفت تا جاي خود را به ريس جمهور جديدي داد كه هيچ كس تحليل مشخصي از دوران چهار ساله آتي كه او كرسي رياست دولت را دارد ، نمي تواند ارائه نمايد !؟

خاتمي هر ضعف و هر بدي كه داشت و هر كوتاهي كه كرد حداقل يك بهره براي جامعه ما داشت و آنهم ارائه امكان نقد قدرت است . فراموش نكرده ايم روزگاري نه چندان دور را كه قدرت در ايران روزنامه نگاران را جز در مقام مداح و تبليغاتچي نمي پسنديدند و امروز شاهد روزنامه نگاراني هستيم كه دقيق ترين نقد ها را از مسايلي كه ببينند ارائه مي نمايند .

بسياري از ما حيات روزنامه نگاري خود را مرهون فضايي هستيم كه در دوران موسوم به اصلاحات فراهم گرديد و بي انصافي است اگر اين مهم را ناديده بگيريم .

ساختار قدرت در مملكت ما به گونه ايست كه مقام رياست جمهوري تعريف استاندارد و مشخص جهاني خود را ندارد اما خاتمي تلاش كرد ساختار حكومتي ما را به آن تعريف استاندارد نزديك كند . درست است كه موفقيت چنداني حاصل نكرد اما بعضي اوقات ريسك و جسارت آغاز يك كار از انجام و حتي اتمام آن كار نيز مهم تر است و اين كاري بود كه خاتمي هزينه آنرا پرداخت و آوانگارد آن شد !

فرقي نميكند خاتمي را چه بناميم ، سوپاپ اطمينان رژيم !؟ يا فريب بزرگ !؟ يا رهبر اصلاحات و يا هر چيز ديگر . اصلا اسم مهم نيست آنچه مهم است رسمي است كه خاتمي تلاش نمود احيا كند و آن جمهوريت نظام بود .

تقريبا در اين كه دوران انقلاب و آشوب و سرنگوني خونين براي ايجاد تغيير به سر آمده همگي متفق القوليم اما بعضي اوقات ما از خاتمي انتظار رفتارهاي انقلابي داشتيم و اين البته انتظاري زياد بود .

دوران اصلاحات مرحله ديگري از تمرين و ممارست ما در استقرار دموكراسي بود و خاتمي در جامعه فرد سالار و قهرمان پرست ما نمادي بود كه گاه او را ستوديم و گاه با تند ترين حرفها و نوشته ها اورا نقد كرديم اما حداقل بهره ما از دوران اصلاحات و خاتمي همين است كه امروز مي توانيم نقد كنيم ، نقد قدرت دستاورد خوبي براي كمك به استقرار دموكراسي است و سعه صدر خاتمي در تقويت اين فضا بسيار ستودني بود .

خاتمي رفت و دوران موسوم به اصلاحات به پايان رسيد اما شايد فردا ما حسرت خاتمي را بخوريم ، كسي چه مي داند ؟!

  نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 0:32  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
هر دم از این باغ بری می رسد

به همت جمعی از جوانان اهل اندیشه و فرهنگ مسجدسلیمانی سایت جدیدی بنام:

 مسجدسلیمان شهر من

افتتاح و راه اندازی شده است . لوگوی بسیار زیبا و طراحی جالب سایت از مهمترین نکاتی است که در دیدن اول ذهن را به خود معطوف می نماید و مطالب خوبی نیز همه روزه در آن تغذیه می شود . با دیدن این سایت خاطرات خود را با مسجدسلیمان تازه و با همشهریان خود ارتباط بر قرار کنید .

  نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 0:23  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 

در آستانه انقلاب مشروطه

سردار اسعد بختیاری فاتح ملی

در بررسي تاريخ انقلاب مشروطه يكي ازمهره هاي بسيار مهم و تأثير گذاري كه در عين حال كمتر معرفي و توصيف شده است سردر اسعد بختياري است كه بحق بايد او را فاتح ملي ايران در اقدام شجاعانه ايل بختياري درتهران ناميد.

علي قلي خان سردار اسعد چهارمين فرزند حسين قلي خان ايلخاني بود و قبل از او برادرش اسفنديار خان لقب سردار اسعد داشت.

علي قلي خان پس از كشته شدن پدرش يكسال در زندان حاكم اصفهان كه ظلل السلطان فرزند ناصر الدين شاه قاجار بود حبس بود او به نوعي شايد زندگي سياسي خود را با زندان آغاز كرد.

با به قدرت رسيدن اتابك ستاره اقبال خانواده ايلخاني مجدداً درخشيد.اسفنديار خان سردار اسعد اول به ايلخاني بختياري رسيد و علي قلي خان فرمانده سواران بختياري گرديد و اين وضعيت تا عزل اتابك از حكمراني اصفهان ادامه داشت.پس از عزل حاكم، سردار اسعد در سال 1318 هجري قمري به هند و سپس مصر سفر كرد و در همان سال به زيارت خانه خدا مشرف و سپس عازم پاريس گرديد.دو سال بعد سردار اسعد به ايران بازگشت و در سال 1321 ق اسفنديار خان برادر بزرگترش فوت كرد عازم بختياري شد و به تمشيت امور پرداخت.

سردار اسعد در بين ايل بختياري داراي موقعيت ممتاز وويژه اي بود ومي توان او را نقطه محوري ايل بختياري در دوران خودش نام نهاد.هر چند مسافرتهاي او به اروپا براي مداوا بود اما بهر ترتيب او از نخستين كساني بود كه با مظاهر تمدن و فرهنگ و دموكراسي غرب آنها در فرانسه كه مهد روشنفكري اروپا بود آشنا شد و به همين دليل خود نيز واجد امتيازات روشنفكري منحصر به فرد گرديد.پس از افتتاح مجلس اول در هجدهم شعبان 1324 هجري قمري وي مجدداً عازم پاريس گرديد،در زمان به توپ بستن مجلس در سال 1326هجري قمري نيز كه عده اي از رجال و آزاد يخواهان عازم اروپا شدند او در اروپاريس اقامت داشت.

استبداد محمد علي شاهي باعث تأمل و تفكر بسياري از رجال و روشنفكران شد و يكي از دلايل مراجعت سردار اسعد به ايران نيز همين امر بود.در اين بين تشويق ايرانياني كه با او ارتباط داشتند براي مراجعت او به ايران بسيار مؤثر بود.مخبرالسلط هدايت كه آن هنگام در اروپا بسر مي برد مي نويسد:

شاخص ميان ايرانيان عليقلي خان سردار اسعد است كه غالباً اشخاص مهمي با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ايران ورهبري نهضت تشويق مي كردند.

علاوه بر اين تشويق ها فتح اصفهان توسط بختياري ها نيز در ترغيب او بسيار مؤثر بود.سردار اسعد در چنين شرايطي واردايران شد و در اولين قدم به اتحاد ايل بختياري مضغول شد.پس از آن سردار اسعد جهت اطمينان خاطر خود نياز به اتحاد با نيروي محلي ديگر در جنوب و جنوب غرب ايران يعني قشقايي ها و طوايف عرب داشت تا با خاطري آسوده و مطمئن از پشت سر خود عازم فتح تهران شود.

ابتدا با شيخ قدرتمند اعراب ايران در خوزستان متحد شد وپس از آن با خوانين قشقايي نيز سوگند نامه اي امضاء كرد و پس از اين اقدامات اردوي بختياري براي حركت به تهران در اصفهان مستقر شدند.

اردوي مجاهدين بختياري از اصفهان و سواران جنگي سپهدار تنكابني از دشت همزمان به سمت تهران حركت كردند و در 24 جمادي الثاني 1327 وارد تهران شدند.

شجاعت وبختياري ها و سواران تنكابني به حدي بوتد كه پس از چند روز شهر بالاخره تصرف شد شاه با پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس درپناهنده شدند .از اهميت اقدامات بختياري ها در فتح تهران همين بس كه پاولويچ مي نويسد:

در نهضت مشروطه خدمات بختياري ها غير قابل انكار است حتي مي توان گفت كه اگر سواران آنها در تحت رياست سردار اسعد به تهران حركت نمي كردند ،محمد علي ميرزا به اين سهولت ميدان را خالي نكرد و به سفارت پناهنده نمي شد.

از اين سخن مي توان نتيجه گرفت كه محمد علي شاه بيش از همه از حركت بختياري هاي و توانايي آنها ترسيده بود.هماهنگي خاص و تحت امر بودن نيروهاي بختياري و توانايي آنها در تحت فرماندهي مدبرانه سردار اسعد بختيار از نقاط قوت اين نيرو در آزادي مجدد ايران پس از استبداد صغير بود.

در اولين كابينه كه پس از خلع محمد  علي شاه تشكيل گرديد ، سردار اسعد وزارت سران قشقايي و عرب در جنوب ايران گرديد به حدي كه نماينده انگليس در خليج فارس از تهران در خواست كرد كه درصورت امكان سردار اسعد را وادار به استعفا كند تا از نا آرامي ها در منطقه جنوب جلوگيري شود كه البته مورد موافقت قرار نگرفت.

علاوه بر اين تلاشهاي بختياري ها در سركوبي شورش هاي پراكنده ايران پس از خلع محمد علي شاه نيز بسيار واجد اهميت است . شورش در زنجان را دولت به كمك نيروهاي بختياري تحت فرماندهي جعفر قلي خان امر بهادر فرزند سردار اسعد و -------ارمني ---نشاند.در ادامه نيز دولت پس از ناكامي هايي ستارخان در سر كوبي شورش اردبيل و ناكامي اين فرمانده در ايجاد نظم و امنيت درخط شمال شرق ايران مجدداً از نيروهاي بختياري تحت فرماندهي جعفر قلي خان امير بهادر و ارمني استفاده و شكست ستارخان را جبران و امنيت را به اردبيل بازگرداند.

رشادت و فداكاري هايي كه ايل بختياري براي اعاده مشروطيت انجام دادند و تحت فرماندهي سردار اسعد نتايج مهم و مؤثري رانيز به همراه داشت.اما به علت نداشتن تجربه سياسي و پختگي درامور اداري به رغم توان بالاي نظامي استفاده نمايند.پس از مرگ عليقلي خان فرزندش جعفر قلي خان امير بهادر لقب اسعد را به ارث برد و مدتي در كرمان و خراسان حكومت داشت پس از كودتاي 1299 به جمع دوستان سردار سپه پيوست و وزارت پست و سپس وزارت جنگ را نيز در سلطنت رضا شاه تجربه و در نهايت نيز به دستور رضا شاه پهلوي به قتل رسيد.

تجربه بختياري ها در جريان مشوطه و موارث پس از آن و بررسي فرازو فرود سران اين ايل بزرگ ثابت نمود هر چند كه اين مردان اميدان جنگ در عرصه سياست ضعيف بودند اما چيزي از ارزش اقدامات شجاعانه و متهورانه ايشان از اين بابت كم نخواهد شد.

 

منابع:

تاريخ سياسي اجتماعي بختياري

سه مقاله درباره انقلاب مشروطه رجال مشروطيت

سردار اسعد (مقاله)

ترجمه :مهراب اميري

تريا پاولويچ ترجمه م هوشيار 

---ابولحسن علوي

حامد پور خورشيدي روزنامه شرق

 


 
 

                                                    

  نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 23:21  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
توضیحاتی پیرامون ارسال نشریه

با درود به تمامی همشهریان عزیز در سراسر جهان و تمام علاقمندان به مسجدسلیمان .در خصوص ارسال نشریه تنها با ارسال آدرس خود می توانید به رایگان یک نسخه از آن را دریافت دارید .

آقای ایرج / لطفا آدرس پستی خود را ارسال فرمایید .

بچه ام آی اس / ارسال نشریه به خارج کشور باعث افتخار ماست و در صورت ارسال آدرس به رایگان برای شما ارسال خواهد شد.

خانم ( احتمالا !) ماه تابان / متاسفانه بدلیل مشکلات فنی فعلا امکان اسکن نشریه وجود ندارد اما در آینده امیدوارم در این زمینه بتوانیم خدمتی کنیم عجالتا چنانچه آدرس خود را ارسال فرمایید برایتان ارسال خواهد شد .

آقای اردشیر رضایی/  متاسفانه ایمیل شما را نتوانستم باز کنم .سپاسگذار خواهم بود چنانچه از طریق بخش نظر سنجی این قسمت مجددا عنایت فرمایید .

با درود به تمامی همشهریان گرامی و تمامی علاقمندان به این سرزمین مقدس. 

  نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 21:7  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
انتشار هفته نامه ندای جنوب - ویژه مسجدسلیمان

به همت آقای ایمان سعیدی خبر نگار هفته نامه ندای جنوب و همکاران ایشان هفته نامه ندای جنوب ویژه مسجدسلیمان با اخبار /گزارشات و مقالاتی پیرامون این شهرستان در تاریخ پنجشنبه ۶/۵/۸۴ به چاپ رسید .

در سرمقاله این شماره آمده است :

آقایان مسئول به نصف آنچه می گویید عمل کنید !

گزارشات خبری مصاحبه ها و معرفی ورزشکاران و هنرمندان شهرستان به همراه اخبار ورزشی و همچنین صفحه شعر رئوس مطالب این ویژه نامه هشت صفحه ای را تشکیل می دهند . همشهریان عزیزیو علاقمندان به اخبار و رویدادهای مسجدسلیمان   که به هر دلیل به این نشریه دسترسی ندارند می توانند آدرس خود را در بخش نظر سنجی این خبر اعلام نمایند تا ترتیب ارسال یک نسخه از نشریه به رایگان برای ایشان اقدام شود .

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 13:39  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
مرداد و یـــــــــاد بامــــداد

آنچه در اوایل مرداد هر سال یاد ها را علیرغم تمامی محدودیت ها و مسدودیت ها به خود معطوف می کند یاد احمد شاملو /الف . بامداد است که هیچگاه تاریکی ظاهری فامیلی شناسنامه ای خود را نپسندید و همواره خود را روشن و بامدادی می خواست .

ما جماعت زنده کش مرده پرست پس از کشتن افراد است که به بزرگداشت آنها می پردازیم . برای ما همانگونه که هیچ زنده خوبی وجود ندارد هیچ مرده بدی نیز نیست و همه خوبند . اما بامداد براستی روشن و خوب بود . شاعری که در سراسر زندگی شخصی و زندگی ادبی خود هیچ گاه به غیر از آنچه واقعا بود تظاهر نکرد و چه بامدادی بهتر از این .

خواجه خوش گفت که :

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق !

و براستی که بامداد روشن ادبیات ما تا همیشه زنده و جاوید است .

و خود او نیز چه زیبا سرود که :

هرگز از مرگ نهراسیده ام !

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من

باری

همه از مردن در سرزمینی است

که مزد گور کن

از آزادی آدمی فراتر باشد !

یاد بامداد گرامی و راه بامدادیان پر رهرو باد .

سایت رسمی احمد شاملو پنجره ایست برای علاقمندان به این شاعر بزرگ ملی ایران.

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 0:28  توسط فرشید خدادادیان طاغونک  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM